Machine transcription
( صفحه ٤٥ ) خصوصیات شاعری روه ( سال ششم )
په دی باغ کښ به د پانی نوی گل که خبر شی د خزان له تطاول
ای گل ! اگر تو از یغما وتاراج خزان آگاه شوی درین باغ برگی از تو نخواهد بود :
داخوورځی غنیمت گڼه په باغ کښ چه په تا با نـد سینه وهی بلبل
این ایام را در باغ غنیمت دان که بلبل سینه خود را بتو میزند .
علیخان :
که سراپا ناله و گداز بوده به آتش هجران میسوزد از گذشتن بهار متالم گشته با يك انين
حزین و آواز دردناکی تاثرات خود را چنین ادا میکند .
آه! پسولی بیاد هجران په نارو تیر شو مالا گل بوی کړی نه وه بهار تیرشو
آه ! بهار بین ولوله و آواز های دردناک هجران چنان زود سپری شد که ناخواستم گلی را به بویم
دیدم در گذشته است .
کاظم خان شیدا :
پدیده های باريك بین خو د در آمد و رفت بهار چه فلسفه را مشاهده کرده و میگوید :-
نو بهار راغی له باغ سره آشنا شو په سروسترگوئی جړل ځنی جداشو
نوبهار آمدو با باغ آشنا شدیم ـ با چشمان خون آلود میگریست و از و جدا شدیم .
چه مشغول په تماشه دنو بهار شوم هیچ حاصل می پکښ نه ووبی ارمانه
وقتی بتماشای نوبهار مشغول شدم هیچ حاصلی در ان نیافتم بدون ارمان .
شیدا څه کوی بهار ، څه ئی سیلونه شایسته تر زیبا گلو جگر خون دی
شیدا بهار و تماشای آنرا چه میکند در صورتیکه رنگین تر از گلپای زیبای آن ، جگر پرخونی در بردارد .
بسی از شعرای پشتو در رفت آمد موسم بهار طبع آزمائی کرده اند وتصور میکنم امثله ایکه در
بالا گفته آمد جهت معرفی روح پر شور و ا ضطراب آلود شاعری روه کا فیست حالا به بینیم که
٣٤٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
