Machine transcription
( صفحه ٤٤ )
کابل
( شمارهٔ چهارم و پنجم )
د بهار په سیل به جونه خلمی ځینه
په اوربل ګل، په ګریوان ګل، په دستار ګل
تمام جوانان و دوشیزه ها به تماشای بهار روان گشته همه گل است که اور بل و گریبان و دستار های آنها را زیب و زینت بخشیده .
د بها ر صورت تمام له ګلور و غ دی
پښی ئی ګل، لاسونه ګل، سره ئی رخسار ګل
گمان میکنم که دست قدرت صورت بهار را از پای و دست تا رخسار گلگون همه را از گل آفریده است .
می ګلګون، ساغر ګلګون، ښیښه ګلګون
ساقی ګل، حریفان ګل، واړه نګار ګل
می گلگون، ساغر گلگون، شیشه گلگون - ساقی گل ، حریفان گل همه خوبان گل است .
رحمن :
سراپا از رنج والم آفریده شده همه تن مشغول غمهای شیرین عشق حقیقی است تصا ویر و رسوم غمهای خودرادر مناظر بدیع قدرت مشاهده میکند و در موسم فرح بخش بهار، خزان جانگداز هجرانرا بیاد آورده و آنرا بطرز شیوا واسلوب صوفیانه ئیکه مخصوص اوست چنین بیان میکند :-
وخت دنوبهار دی زه جداله خپله یاره دریغه، دریغه، دریغه، چه بی یاره ځی بهار
نوبهار است دریغ و صد دریغ من از دلدار خویش جدا و بی یار و غمگسار بگذراندن این موسم قشنگ مجبورم .
خوشحال خان ختك را :
از آمدن بهار تاثرات گوناگونی دست داده يك طرز و شیوهٔ خاص جذبات شاعرانه خودرا چنین اظهار می نماید :-
٣٤٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
