Machine transcription
صفحه (۱۷) سال اول ـ مجله کابل شماره (ه)
چون دیو جهل کرده کمین باش باخبر
زین تنگنای مهلکه بسیار کن حذر
میدان کار زار حیات است پر خطر
سنجیده پا گذار و ازین ورطه درگذر
هان ای پسر ز شر زمن بیخبر مرو
دور از طریق دانش و علم و هنر مرو
از جهل روز گار شود تیره و خراب
جاهل تمام عمر کشد رنج و التهاب
ماند بتنگنای شقاوت بصد عذاب
فرق ره خطا نکند تاره صواب
جهل است مخرب همه آسایش بشر
مانع زراحت و خوشی و خواهش بشر
آنانکه بر بساط ترقی رسیده اند
برسرلوای مجد و تمدن کشیده اند
خار موانع از ره آمال چیده اند
اوهام را گلو و گریبان دریده اند
دارند هادئیکه بود علم نام او
این است مقتضی علوی مقام او
از تنبلی تو مهمل و عزلت گزین مشو
بار گران خاطر هر آن و این مشو
دزد و گداو مصدر آشوب و کین مشو
هم مفت خوار و مخرب اهل یقین مشو
رو از طریق سعی و عمل کار ساز کن
باب مراد برخ آمال باز کن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
