BrowseKābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2690

Page 2690

Kābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2690 of Kābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

( صفحه ١٤٢ ) کابل ( شماره اول و دوم ) بنیاد گله کرد با شادی خواجه که بران اسب که تو آورده سواری کردم در شکار گاه ، و از غایت پیری و بی قوتی افتاد ، و مرا انداخت و از آن روز باز دست من درد میکند و کبود گشته و بسیار طلا انداختیم تا پاره دردش ساکن شده است ، بعد ازان شانقاری طلب کرد و يك کلنگ پرانید وشانقار را رها کرد ، رسید وسه لگد زد و گرفت وبعد ازان پادشاه فرود آمد و صندلی آورد ( ند ) و در زیر پای او نهاد ( ند ) و صندلی دیگر از برای نشست نهادند ، بر صندلی نشست و سلطان شاه را طلب کرد و آن شانقار بدو داد يك شانقاری دیگر طلب کرد بسلطان احمد داد و شادی خواجه را هیچ نداد و سوار شد تا خر گوشی پیدا شد شانقاری بر دست داشت بر خر گوش انداخت و دو سگ بر عقب خر گوش ، از میان بیرون رفت تا بدانجا که چشم کار می کرد ، باری بسلامت بیرون رفت ، چون نزديك شهر رسیدند خلایق بسیار از ختائی و غیره بیرون آمده بودند فوج فوج از ختائیان بزبان ختائی دعای پادشاه میگفتند ، بدین شان (١) و شوکت بشهر درون آمد و ایلچیان بوتاق شدند (٢) . یوم (٣) الاثنين [ رابع ] ربيع الاخر سنه سجين (٤) آمد و ایلچیان را سوار کرده بر دو گفت امروز پادشاه سنگشی میدهد ایلچیان پیش رفتند و چون سلطانشاه و بخشی ملك ( را ) پیشتر سنگشی (٥) داده بود ایشان را ( نه ) طلبیدند چون پادشاه بنشست شیرهای سنگشی پیش پادشاه جمع کردند بعد ازان پادشاه فرمود تا شیرها بگرفتند و بيك طرف بردند و امرا (٦) را نیز پیش شیرها فرستاد ، چنانکه پادشاه از بالای تخت میدید ، اول سلطان احمد را طلب کردند و شیره سنگشی تسلیم او کردند وبعد از و غیاث الدین را وبعد از وامیر شادی خواجه را شیره پیش نهادند و دیگر کو کچه و دیگر ار غداق (٧) وبعد ازان از دون و دیگر تاج الدین بدخشی را ، و تفصیل هر شیره ، آنچه شیره شادی خواجه بود ده بالش نقره و سی اطلس وهفتاد پارچه (٨) دیگر قلقى (٩) ( كذا ) وترقو و لود شاو كيكى وپنج هزار چاو ( و ) خاتون اورا چاو وبالش نقره نبود ، اما ثلث قماش بود . و سلطان احمد و كوكجه و ار غداق را هر سه يك هشت بالش نقره و شانزده اطلس و باقی قماش از قلقی ( کذا ) و ترقوه ( کذا ) و لو و شا مجموع نود ( و ) چار وصله ، (١) اصل : دادن ، تصحیح قیاسی است . (٢) در اصل بعدش افزوده : و چون سلطانشاه . که غالبا سهواً نوشته است نظر بر سطور بعد ، (٣) در مطلع ندارد ، بحساب وستنفلد بروز ٤ ربیع الاخر چهار شنبه بود ، (٤) اصل سجين (٥) اصل : سیکشی . (٦) اصل : امیر زایر مطلع امرا را هم (٧) اصل : از خذاق (٨) پارچه بقول کاتر میر مطلع وقلمی - بظاهر قلقی وغیره همه انواع قماش است چنانکه قرینه عبارت اینجا و در سطور آینده بران دال است و نیز از شمول ترقو وسا درین ها ظاهر میشود و ترقو بقول صاحب هفت فلزم نوعی از بافته ابریشمی سرخ رنگ است وشا را هم او نوعی از قماش نوشته است . ١٤٢

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2690. Kābul, Anjuman-i Adabī, 1310- 1931-. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. http://hdl.handle.net/2333.1/g79cnpr4. Machine-transcribed text, Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2690.
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2690
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record