BrowseKābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2691

Page 2691

Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2691 of Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

( صفحه ١٤٣ ) سفر نامه چین ( سال ششم ) مع خواتین ( و ) هر يك هزار (۱) وهزار چاو . غیاث الدین واردن و تاج الدین بدخشی را هر يك هفت بالیش نقره و شانزده اطلس و ترقو .و لو و شا و كبكی مجموع هر يك را هفتاد و هفت وصله و دو هزار چاو ، ایلچیان سنگتها ی (۲) پاد شاه ستانده یوتامهای خود رفتند . و درین اثنا یكی از خواتین پادشاه که محبوبه او بود در گذشت و سبب آن تعزیه دیگر پادشاه را نمی توانست دید و آن را اظهار نکردند تا ساختگی ها ( ی ) تعزیت تمام شد ، بعد از چند روز در بیستم (۳)جمادی الاول گفتند که حرم پادشاه گذشته است و اوزا فردا دفن خواهند کرد. درین شب نا گاه از فضای آلهی از آسمان آتشی از اثر برق که بر سر آن كوشك پادشاه که نو ساخته بودند رسید و آن آتش دران افتاد و چنان در گرفت که گوئیا صد هزار مشعله است که روغن (٤) و فتیله در گرفته است ، و این عمارت که اول آتش در وی افتاد بار گاهی بود هشتاد گز طول و ( سی گز ) عرض و استوانها لاز ورد و حل (٥) بکار برده و روغن دار ، که در آغوش سه مرد نمی گنجید ، چنا نکه مجموع شهر از روشنائی آتش روشن گشت و از انجا سرایت کرد بیکو شکی که بیست گز ازان دورتر بود ، و از (٦) عقب آن بار گاه كوشك حرم بود ازان بسیار بتکلف تر ، آن نیز بسوخت ، و بر گرد آن کوشکها و خانها بود هر يك خزانه آتش دران افتاد و قریب دویست و پنجاه خانه بسوخت بسیاری مرد و زن بسوختند و تا روز شد هم چنان می سوخت و آنروز تا نماز دیگر چندانکه سعی کردند آن آتش تسکین نمی یافت ، اما پادشاه با امرا از آنجا بیرون رفته بود و ملتفت آن آتش نشد که آنروز از روز ها ( ی ) نيك در کیش کافری خود میدانستند ، فاما ازین غصه در بغخانه رفت و بسیار تضرع کرد كـ ( خدای آسمان بر من غضب کرد و ) تختگـاه من بسو خت ومن هيچ كار بد نكردم پدر و مادر را نیازرد. ام و ظلمی نکرده ام وازین غصه بسیار شد و بدین سبب معلوم نشد که آن مرده را بچه نوع دفن کردند وچون بخاك بردند ، اما بسیار آرایش کرده بودند ، از جمله بسیار علمها و چوگانها از كاغذ رنگین ساخته و نقاشی کرده بودند (۷) وتختی از کاغذ مقوی مقدار ده گز وبران تخت صورت آدمیان از كاغذ وصورت اسبان واشتران بزرگی ، اسب واشتر مجموع ملون صو بهای دروغی (۸) وزین ولجام و غيره ، ويك دو هزار شیره بر نعمت الوان وعمرتی ( عمیق ؟ ) و اسبان خاصه آن زن بر آن کوی ( که ) دخمه (۹) بود گذاشتند که بسرد می چریدکه هر گز دیگر ایشانرا نمی گیرند . ودیران دخمه بسیاری از دختران و خواجه سرایان که نزديك بودند مجموع در انجا غازه کشنده بودند (۱) مطلع : سا . (۲) سيكتها ٠٠٠٠ بودند (۳) مطلع : هشتم . (٤) اصل : روغن (٥) يعنی زر حل شده چنانچه در لفظ حل کاری . (٦) مطلع : در (۷) اصل : از جمله ( كه غالباً از سطر بالا مکرر شده است ) . (۸) اصل : دروغی (۹) دخمه بمعنی صندوق مرده آمده و گور خانه گبران را نیز گویند که گنبدی بر سر آن باشد. وسردابه را نیز گفته اند که مرد گان را دران گذارند (هفت) قلزم . ١٤٣

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2691. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2691 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2691
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record