Machine transcription
شماره (دوازدهم) سال دوم مجلة كابل (۴۲)
ملك فریب نهادند خویشتن را نام بدانكه شان ز عطاي تو خوب گشت احوال
غلط كنند كه هرگز كسي تو را نفریفت نرفت و هم نرود در تو حیلت محتال
اگر فریفته باشد كسی بدادن چیز فریفته است بروزی مهيمن متعال
مگر ندانند اندازه عطات همی كه صره هاش همه بدره گشت و بدره جوال
زمین بزر تو زرین كند همی چهره هوا بسیم تو سیمین كند همی اشكال
دویست خدمت تو با رنیست بر یكدل یكی عطای تو بار است بر دوصد حمال
سؤال رفتی پیش عطا پذیره كنون یكی عطاي تو آید پذیره پیش سوال
همانكه گفت همه فخر شاعران بمن است زشعر گویان پرسید بایدش احوال
اگر بدعوی او شاعران مقر آیند درست گشت و نماند اندرین حدیث مجال
فغان كنند وز جودت فغان نباید كرد فغان زمحنت و از رنج با بدو اهوال
نماند گوید ازین بیش جای شكر مرا بهر دو گیتی در روز نامه اعمال
نگفته شكر چنین یكرا نه جای گرفت اگر بگفتی خود چند یا فتی اجلال
ترا نصیحت كرد است كز كفایت جود كرانه گیر و یتقد یر سال بخش اموال
نه بسته گشت ترا دخل كت نماند چیز نه جز گشادن ملك است فعل تو ز افعال
کدام سال بود كاندر آن تو نستانی ولایتی كه زرو مال او فزون زر مال
همي بگوید كاندر تو آن همي شنوم كه در مسیح زجهال و جمله عذال
نیاز كشته زجود تو زنده گشت بسی گشاده كف تو پوشیدش از بقا سر بال
نخست گفت كه بس كز عطات سیر شدم بكرد باز تقاضای بدره و خرطال
محال باشد سيري نمودن از نعمت كدی بریدن از خدمت تو نیز محال
چه جلوه باید كردن بعجب خدمت خویش بر آنكسی كه جهان بر عطای اوست عیال
بخاره بر به تتابد فروغ طلعت شمس بشوره بر به نیارد مرشك آب زلال
۱۱۷۰
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
