Machine transcription
شماره ( هفتم ) سال دوم نغمات تاگور ( ٤١ )
آن گذشته میرود با این تو از بذل و انعام خود مضایقه نمی ورزی .
نغمۀ دوم : —
وقتی که تو مرا امر سرودن میدهی چنین معلوم میشود که قلب من از فخر و غرور پاره پاره خواهد شد — من روی ترا می بینم چشما نم پر اشک میشود — در حیا تم هر چیزی که سنگین و تلخ است بصورت يك نغمۀ شیرین رفیق تبدیل میشود — عبادت من بازوان خود را مثل آن پرندۀ مسرور که بر سطح بحر در پرواز باشد می گستراند .
من میدا نم تو از نغمه سرا ئی من خوش میشوی — من بحيث يك مغنی بحضور تو می آیم واز کنار بالهای فراخ و پهنا ئی نغمۀ خود قدوم ترا لمس میکنم که قبلا حوصلۀ رسا ئی بآن ندا شتم — من از نشاط سرور تو سرشار گردیده خود را فراموش میکنم وترا دوست خود میخوا نم حا لا نكه تو مالك من استی .
نغمۀ سوم : —
آقای من ! نمیدا نم تو چگو نه می سرا ئی ـ من مدام در يك حا لت حيرا نی و سکوت مطلق گوش میکنم .
ضياي موسيقی تو عالم را منور میکند ـ نفس حیات موسیقی تو از يك آسمان بدگر آسمان می دود ـ چشمۀ مقدس موسيقی تو جمله حجا بات سنگین را از هم شکافته سيا ل می شود — قلب من آرزو مند است که هم آهنگ نغمه هاي تو گردد ، ولی « دل » براى يك آواز خالي از لطف میطپد ـ من میگویم ولی « گفتار » نغمه نمی شود نا چار عاجز آمده فریاد میکشم — آخ تو قلب مرا در دا مهاي بيشمار موسيقی خود اسیر کرده ای .
نغمۀ چهارم : —
روح روان ! من همیشه برای صفا ئی و پاکیزگی وجودم سعی و کوشش خوا هم نمود زیرا که لمس ذی حیات تو سرا پاي وجود مرا فرا گرفته ـ من سعی دارم که خيا لا ت کژ و نا درست را از خور برانم ـ چه تو آن راستی و صدا قتی استی که نفس مرا بضیای عقل
٦٧٠
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
