Machine transcription
شماره ( هفتم ) سال دوم شعرای افغا نستان ( ۳۹ )
راستکاری پیشه کن کاندر مصاف رستخیز نیستند از خشم حق جزراستکاران رستگار
تا بجان لهو ولغوی زنده اندر کوی دین از قیامت قسم تو نقش است و از قرآن نگار
از نگارستان نقاش طبیعی بر تر آی تا رهی از تنگ جبر و طمطراق اختیار
پیشی آن تن را رسد کزعلم باشد پیشدست سروری آنرا رسد کز عقل باشد پایدار
وای از آن علمی که از یعقل گردد منتشر وای از آن زهدی که از یعلم یابد انتشار
دلا تا کی درین عالم فریب این و آن بینی یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
جهانی کاندر و هر دل که یابی باد شایابی جهانی کاندر و هر جان که بینی شاد مان بینی
نه بر اوج هوائی او عقاب لشکری یابی نه اندر قعر بحر او نهنگ جان ستان بینی
در و گر جامه پوشی ز فضلش آستین یابی درو گر خانه سازی ز عد لش آشیان بینی
زحرص وشهوت و کینه ببرتازان سپس خودرا اگر دیوی ملک یابی و گر گرگی شبان بینی
نظر گاه الهی را یکی بستان کن از عشق که دروی بوورنگ و گل ز خون دوستان بینی
ز دولتیاری آن نبود که از گل بوستان سازی که دولت یا ری آن باشدکه در دل بوستان بینی
تو یکساعت چو افریدون بمیدان باش تازان پس بهر جانب که روی آری درفش کاویان بینی
چوجان از دین قوی کردی تن از خدمت مزین کن که اسپ غازی آن بهتر که با برگستوان بینی
اگرچه طیلسان داری مشوغره که در دوزخ یکی طوق است از آتش که آنرا طیلسان بینی
بدین زور و زر دنیامشو غره چو بی عقلان که این آن نوبھاری نیست کش بمھـرگان بینی
اگر عرشی بفرش آئی و گرماهی بچاه افتی و گر بحری تهی گردی و گر باغی خزان بینی
یکی از چشم دل بنگر بآن زندان خاموشان که نایا قوت گویا را بتابوت از چسان بینی
سرزلف عروسان را چوشاخ نسترن یابی رخ گلرنگ شاهان را برنگ زعفران بینی
چه باید نازش و تالش باقبال و بادباری که تا برهم زنی دیده نه این بینی نه آن بینی
سر الب ارسلان دیدی زرفعت رفته بر گردون درون آ تا کنون در گل تن الب ارسلان بینی
٦٦٨
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
