Machine transcription
(١٦) مجلة کابل شماره (ششم) سال دوم
خواب و آرام استراحت را همه بدرود کرد شد روان بی تاب سوی خطه افغان دیار
چون بیامد در وطن تنها بدون لشکری لشکرش الطاف بی پایان و فضل کردگار
آمد و سمت جنوبی از قدومش شد قوی حال اصحاب الشمال از تیغ تیزش گشت زار
شاه ما درقوم جاجی مدتی بوده مقیم اهل جاجی برده اند ازمقدمش این افتخار
دزد ظالم پافشاری کرد چندی در دغا عاقبت کردند افواجش هزیمت اختیار
شه ولیخان شهر کابل فتح کرد از فضل حق رفت دزد از بیم شیران جنوبی در حصار
آل و اولاد شه ما جمله گی محبوس بود همره دزد حصاری در میان کار زار
عرض شد بر ناجی افغان که مایان چون کنیم تا مبادا کشته گردد آل شه در گیر و دار
داد فرمان ارگ را بر راهزن آتش کنید من برای این وطن بگذشتم از آل و تبار
آل و اولادش فدای این وطن بنموده است گشت این ایثار او برجمله ملت آشکار
چار روزی دزد بیدین جنگ را برپای داشت یکشبی از ارگ شاهی کرد دزدانه فرار
قلعه چون بگشاده شد دیدند کز فضل خدا بسلامت جمله آل و تبار شهریار
نیتش خالص چوبد بهر نجات اینوطن حق نجات آل و اولادش بداد از بین نار
کاین خبر بهر شه با داد و دین دادند زود جمله مردم قدومش را همی برد انتظار
چون بیامد موکب صاحب جلال نادری از غبار راه او شد چشم مردم سرمه دار
در دماغ او هوای سلطنت هرگز نبود بهرخدمت در وطن زحمت بخود کرد اختیار
جز نجات این وطن چیزی نبودش درضمیر بسته بود از بهر این خدمت کمر را استوار
با هزاران التماس و معذرتهای زیاد جمله افغانسان شد شاهی اش را خواستار
رفت با اجبار آخر زیر بار سلطنت شد بفضل ایزدی افغانیان را تاج دار
اتحاد و اتفاق اندر وطن بگشاد رخت جمله اسباب نفاق از مقدمش بربست بار
امنیت را آنچنان در مملکت قایم نمود زان اثر گرگ و شبان گشتندباهم دوستدار
دزد ظالم را نبد درهیچ جانب چون مفر درحضور شاه والا گشت حاضر بنده وار
رحمتش میخواست تا شامل شود برحال او عرضها کردند مردم در حضورش با ربار
٥٤٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
