Machine transcription
شماره ( پنجم ) سال دوم رسین ( ۱۷ )
از جمیع نقاط مربوطه سلطنت خود زنان جوان و گلرخ را جلب نموده مدتی است كه مدعای دل خود را در میان آنها میجوید ، بسیار می جوید لاكن نمییابد ؛ بالاخیر جاریهٔ موسوم به ایستر مقبول طبع شاه افتاده بعوض ملكهٔ منفوره نائل مقام عالی میگردد ؛ لاكن سیروس مذهب زر دشتیان دارد و ایستر یهودیه میباشد .
امال وزیر اعظم سیروس بدربار شاهی اعتبار زیادی را دارا و همیشه در فكر استیصال وقتل نسل یهودی است ؛ تدابیر ومكاید زیادش از حضور شاه حكم قتل و قمع تامه یهودیان را حاصل نموده است و باضطراب تمام منتظر روز قتل عام میباشد مدروشی عموی ایستر این خبر را شنیده كمر همت برای نجات یهودیان بسته به نزد ایستر می آید و كلمات چندی مابین خود اظهار میدارند :
مدروشی : ایستر ! ای زادهٔ عائله بدبخت و مقهور ؛ آیا خبر داری كه در همین ده روز شهر سیول مولد و وطن یهودیان از خون یهودیان ار غوانی خواهد شد ؟ آیا خبر داری كه زنان و طفلان ما بزیر تیغ هلاك در خون طپیده اثری از نسل ما باقی نخواهد ماند هر چه فكر میكنیم چاره نمی بینیم مگر اینكه تو حیاتت را در معرض تلف نهاده شفیع اهل سیول گردی .
ایستر : آه عموی بیچارهٔ من ؛ هیچكس بدون اجازه پاد شاه به تخت شاهی قریب گشته اظهار خیالی نماید برق قهرش نه آنچنان است كه مقهور را مجال دم زدن بخشیده میگذارد كه سبب آمدن خود را تسلی خاطر گرداند ؛ چه طور من بیچاره توانم كه با كمال ضعف نفس كه مخصوص طائفه اناث است بدون پرواز روح بزیر شعله تیغ جان گدازش تقرب ورزم .
مدروشی : ایستر ! امروز امید یگانهٔ یهودیان تو میباشی با اینهمه علوی مقام وبا این همه عشق ومحبتی كه شه بتو دارد چگونه از عرض حال و شفاعت خون هموطنان بیچاره ات ابا میورزی ؟ آیا گوشت واستخوانت پروردهٔ خاك وطن ومخصوص ایثار اهل سیول نیست .
ایستر : بلی وخامت این واقعه را میدانم اگر مقابل گفتار جگر سوزت كمی مقاومت نشان داده در ایثار خون خویش بحالت نورزیده ام معافم بدار حیات برای جوانان
٤٤٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
