Machine transcription
شماره ( پنجم ) سال دوم مجله کابل ( ۱۸ )
نوعشرت لذت مخصوصي دارد و حالا با رجز دیکه در عنفوان جوانی بوده از گلستان حیات
با رزوی دل گل مراد نچیده ام عمر وعزت خود را در محل خطر نهاده برای نجات اهل
سیول تا بآخر درجه خوا هم کوشید.
برو ای عموی مهربان این خبررا بهم مذهبا نم برسان و با ایشان مدت سه روز در
عبادت و صوم بسر برده همه در حق من و خود دعای خیر نمائید فردا بحضور پاد شاه خواهم
رفت یا بمراد رسیده مرا دو باره خواهی دید ویاهمه تلف گردیده دیدار بآخرت خواهد ماند.
حالا مرا تنها بگذار تا با خدای مهربان خویش مناجات نموده خود را تسلی بخشم .
مناجات ایستر :
الهی توئی پاد شاه همه توئی در مصیبت پناه همه
منم اینکه تنها و لرزان ز بیم دلی دارم از دهشت غم دو نیم
بطفلیم گفتی پدر با رها که حق حامی ماست در کار ها
که اجدادم از لطف بگزیده بایشان چنین وعده داده
که باشد همی نسل شان در جهان ز هر گونه آفات اندر امان
زبوتند حالا همه وا اسف که در گم شد و ماندبار خذف
شدند از ره نيك تا منحرف خیالات شان جمله شد مختلف
همه همدم عیش و شادی شدند به تحمید اصنام عادی شدند
ضلالت بآخر به کلفت کشید در هیچکس روی خوبی ندید
ز بس بودشان برده گي حاليا روانند جمله براه فنا
عدوشان ز اصنام خود شاکرند زشخص و ز احکام تو منکرند
ازین شوکت دنیوی پر غرور شرر در سر و نفس شان پر ز شور
پرستندگان تو گرچه کند باحکام تو جمله گی محکم اند
بتو روی امید آورده اند بدل فکر تخلیص پرورده اند
خدایا برحمت با یشان نگر ندارند جز تو پناه دیگر
اللهی بارواح پیغمبران که حق گشت از سعی ایشان عیان
٤٤٧
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
