Machine transcription
شماره ( سوم ) سال دوم
من و ماه
( ۳۱ )
کسی باو آبی نداده باران هم نمیبارد ، اشکهای حزن آوری که از چشم های غمناک من بخاموشی میریخت در پای بته بی غمخوار نثار کردم مبادا مثل گل نورس من از بی پروائی جهان پژمرده شود و بی آنکه کسی تأسف کند درخاک اوفتد .
گریه کردم اما کسی بمن هم آواز نشد از مزار او هیچ آوازی نیامد ، ای واخ اگر بمن گویند او هیچ نمیشنود .
شبها من دم اطاق ایستاده و منتظر لقائی استم که مردمان از و هراس دارند . بسیار آرزو نمودم بمیرم و آنکسی را که دوستدارم در آغوش گیرم ، چرا دعای من قبول نشد ؟ مردمان بمن رحم کنید و مرا تسلی دهید .
من بدوستان خود گفتم مرا در قبر او دفن کنند ، و دستهای مرا بعد از مرگ در گردن او حمائل نمایند ، آنها قبول کردند ، اما مرگ دیر میکند و مرا از انتظار ملول نمود .
دیگر ماه به چکار من می آید ، این چمن بوی کباب میدهد ، آبها میگریند ، و نسیم انین حزینی دارد ، مرا از پنجا دور کنید و ببرید در مزارستانی که جوانان زیبا و ناکامی در آنجا خفته اند ، حیف زندگی چه بار سنگینی است . ( م . غ . )
۲۳۹
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
