Machine transcription
( ۳۰ ) مجلة کابل شماره ( سوم ) سال دوم
سرخی که ازان آب میریخت سوده باشند .
آنها رفتند ولی آب از دیده چشمه ها جاریست ، زلف های خوشبو در خاک های سیاه
و نمناک قبر پریشان شدند اما صفوف اشجار و محافل گلهای سرخ برپاست ، بلبل میخواند و مشعوف
است ، چرا هیچ یادی نمیکند از غنچه های که نا شگفته پژ مرده شدند و برگهای نازک آن
از هم ریختند ، افسوس جمال دنیا چقدر سریع الزوال است .
ماه میتابد و در قعر قبر کفنی که خون آلود است در آغوش میکشد ، نمیدانم کدام
سیمین عذاری شهید شده ؟ صدای آبهای مستانه که با صخرها تصادم میکند غلغله انگیز است ،
هر قدر گوش میکنم آن لحنی که گاهی مثل نغمه موزيك قلب مرا نوش مینمود وجود ندارد .
آری آنکسی را که من دوست میداشتم دیگر از مدتهاست سفر کرده و بجائی رفته که بازگشت
ندارد ، چرا من با او نرفتم و از کافوری که بگیسوان دلکش او ریختند بوسه نگرفتم .
ساعدی که از متکای بر آزرده میشد با نخ خام بسته کردند ، چشمهای
که خمار آلود و محبت انگیز بود مثل شمع خاموش شد ، موهای او در روی تخته جا مد
و سختی فرو ریخت ، اما من هنوز در زیر شکنجه های حیات بسر میبرم .
کسی را که دوست داشتم و نمیگذاشتم تبسمهای مقدس و شیرین او در زمین اوفتد در
خاک سپردند ، بسیار گوش فرا کردم جز این قدر نگفتند که : جوان زیبائی بمرد . آه
مردمان چرابی پروا استند .
بمزار او رفتم قبری کشیده و بلند بالا دیدم ، سنگهای سفید بروی او انداخته بودند
هیچکس نبود ترحم باینر زمین تعزیه دار نماید ، گاهی بادی میوزید و در پهلوی خارها
بته كوچك و سبزی را میلرزاند .
محیط بسیار خاموش بود درین وادي غير از سکوت غمناکی ندیدم ، یادم آمد مردمان
امروز مثل هر روز رفت و آمد دارند ، بازارها باز است ، وادارها گشاده ، کسانی
استند که شب را انتظار میبرند تا با رفیقان خود قهقهه کنند ، اما هیچ یادی ازین وادی
خاموشان نمی نمایند .
دلم بسیار تنگ شد ، حیات در نظرم منفور و خیره آمد ، نزديك آن بته سبز نشستم دیدم
۲۳۸
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
