Machine transcription
شماره (دوم) سال دوم
تأسی واستقبال
( ۳۳ )
منظورت اگر منزل مقصود رسیدن
ماندن عقب از راهروان گر بودت ننگ
جسم تو توانا شود از گردش و از کار
ای بسکه نمود است کسان را بزمانه
بر خیز پی کسب معاشی غم کاری
مگذار کشد پیش تو دیوار نشستن
هشدار برای تو بود عار نشستن
زنهار مکن پیشه و زنهار نشستن
افسرده و دل مرده و بیمار نشستن
سودت نکند آه زیا نکار نشستن
تأسی واستقبال
کلیم همدانی
آمد آن هوش ربای دل کار افتاده
حسرت ناوك او میکشدم این چه بلاست
همرهان رفته ومن بیکس ورهزن درپی
نامه ام کاغذ آتش زده را میماند
حسن در کسوت یکرنگی عشق ار نبود
بحساب زر خود میکند ایمان تازه
کشتهٔ عشق شوایدل که زخس خوار تر است
نیست در محفل این مرده دلان راه چراغ
قیمت و قدر کلیم ای بت رعنا بشناس
زلف آشفته بیا یش چو نگار افتاده
که اگر تیر خطا گشته شکار افتاده
دستم از کار فرو مانده و بار افتاده
جا بجا اشك چو افشان شرار افتاده
گل بخون لاله بر آتش بچه کار افتاده
خواجه آندم که نفس ها بشمار افتاده
هر که زین بحر سلامت بکنار افتاده
کار پروانه بسر های مزار افتاده
سروبنی فاخته از چشم بهار افتاده
جناب بیتاب شاعر معاصر کابل
با رقیبان دغایش سروکار افتاده
نتوانیم تماشای رخ یار دگر
نیست این غنچه که غلطیده بخون می بینی
بی سخن عذر سیه کاری خود میخواهد
باز گردیده دلم صید غزالی یاران
گر فراق گل رخسار تو اش کور نساخت
آتش رشك بجان دل زار افتاده
کز خطش در نظر امروز غبار افتاده
از غم دهر دل باغ و بهار افتاده
زلف این رنگ که در پای نگار افتاده
که خدنگ نگهش شیر شکار افتاده
اینقدر گل زچه در چشم بهار افتاده
۱۰۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
