Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب ۱ خبر
عفو او قبول شده باشد جدا شوم...
ضابط سکوت کرده به چشمهای دختر خیره میشود و با صدای لرزانی میگویید:
- آن وقت تنها بيك كلمه صاحب حیات گشته عودت میکنم . باور کنید آنوقت مانند مسعودترین مخلوقی که نو بدنیا آمده باشد خود را سعادتمند می شمارم....
هنوز سخن ضابط تمام نشده بود، که از بیرون شدیداً صدای گردش ماشینی بگوش میرسد، هر دو خاموش می مانند، لحظه بعد در عمارتیکه اقامت داریم لرزش و جنبش شدیدی حس میشود این لرزش باندازه شدید است که خیال میکنیم باعمارث سرنگون میشویم. يك صدای مدهش!.. متعاقب آن يك صدای دیگر ، یکی دیگر در فضا می پیچد!.. ضابط دیوانه وار از جای خود برخاسته صدا میکند:
- چراغها را خاموش کنید!.. طيارات مهاجم است!!
دختر بی حرکت در جای خود مانده است .
ضابط :
میگویم که چراغ ها را خاموش کنید !..
بعد از يك دقيقه دفعتاً اطاق تاريك میشود. همچنان وقتیکه تاریکی تمام شهر را فرا میگیرد ، از پنجره ها صدا بلند میشود :
- می آیند !. . ،
ضابط سررا از پنجره بیرون کرده می بیند که ضیاء پروژ کـتور هـا مانند زبان مار، پیچ و تاب خورده بطرف آسمان بلند شده میرود. ضابط روشنی آنرا باچشم های خود تعقیب نموده صدا میکند :
- پروژکتورها گیر کرد ولی نمیدانم که چرا تا حال آتش نمیکنند !..،
بعد از يك دقيقه يك صدای خیلی مدهش واهمه تولید میکند. يك انقلاق دیگر !.. از پنجره سر خودرا بیرون کرده و تما شا می نمائیم... ما بین میدان گرادينا پو بلیكا هیکل سیاهی در بين يك ستون آتش بطرف آسمان بلند میگردد !..
کاپیتان میگوید :
- آخ دشمن میخواهد قرارگاه عمومی را بهوا کشند !..
فرصت چشم باز کردن نیست!.. صدای شدید ماشین طياره بسرعت فـوق الـعاده
- ٧٤ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
