Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
شنیده میشود ... متعاقب آن يك صدای مدهش، واهمه تولید میکند دختر تا
آنوقت مثل يك جسم بیجانی در جای خود مانده بود. در وقت شنیدن صدای اصابت
بمب دومین در میدان و تولید حریق در آنجا دفعتا بخود آمده صدا میکند :
- کاپیتان ! در میگیریم خواهیم سوخت !
کاپیتان مثل اینکه درینجا وجود ندارد هرگز به سخن دختر متوجه نمیشود. چشم
هایش بيك نقطه که پروژکتورها در آسمان طیاره های دشمن را تعقیب میکنند دوخته
مانده است ... و میگوید :
- چرا تا حال آتش نمیکنند ؟..
هنوز يك دقیقه نگذشته بود که صدای مهیب و پی در پی زمینی سبب ترس ما گردید
تا چشمی بهم زدیم توپهای ضدهوائی ترك به انداخت گلوله های خودروی فضا را تیره
و تار ساختند.
صدای لاینقطع کفیدن گلوله ها در هوا انعکاس دارد. کاپیتان با هیجان سرخود
را بلند کرده میگوید :
- ها، ها چطور پاشان شدند !
در تاریکی عمیقی سکوت مانده ایم . چشمهای خود را بطرف آسمان دوخته جنگهای
هوائی را تماشا میکنیم . درین تاریکی شب متمادیا آواز رعدآسائی بگوش میرسد!.
ضابط دستهای دختر را گرفته میگوید :
- ببین که چطور بالای ما می آیند !
دختر با هیجان سرخود را از پنجره بیرون کشیده و يك طیاره دشمن را در
حالیکه از تاثیر روشنی پروژکتور چشمش میدرخشد و راسا بطرف میدان کرا دینا
پوبلیکا می آید می بیند دفعتا از ذهن دختر يك صدای خیلی حزین و فریاد مانند
بگوش میرسد که میگوید :
- برادرم !
ضابط با هیجان بسوی دختر دیده می پرسد :
- چه گفتی؟ برادرت است ؟..
- بلی ! ..
- ٧٥ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
