Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
کاپیتان بعد از آن بطرف رئیس بلدیه و مدیر پولیس دور خورده میگوید:
- بعد از یک ساعت شما را در عمارت قوماندانی انتظار میکشم.
- خوب است! حاضر میشویم!
کاپیتان دست خود را بيك حرکت سرد بطرف پيك كلاه خود برده و برئیس بلدیه سلام عسکری داده و اسپ خود را مهمیز کرد... بعد از ده دقیقه دو بیرق ترك مانند پارة آتش در فضای رومانیه در اهتزاز درآمد...
ساعت ۹ صبح است شهر تماماً اشغال شده است. در کوچه ها پهره داران ترك مسلح میگردند. در جاهای لازمی عسکر و توپهای ماشیندار قرار گرفته است. ریاست ارکان حربیه برای ضابطان و دوائر قوماندانی جای خالی کرده است. خبازان، قصابان، بقالان همه دکان های خود را باز نموده اند.
کاپیتان در برنده اطاقی است که ناظر بمیدان (گارونیا پوبلیکا) میباشد. در مقابلش بالای چوکی رئیس بلدیه قرار گرفته است. چای می نوشند. کاپیتان يك خانه قشنگی را که در مقابل بنائی که نشسته اند دیده و اشاره کنان می پرسد :
- رئیس صاحب بلدیه، رجا میکنم بگوئید درین خانه روبروکی سکونت دارد؟..
رئیس بلدیه از جای خود راست شده میگوید:
- این خانه سرخ...
- بلی!
- مادام میخوتيكا يك خانم بیوه در آن می نشیند !..
- تنها است؟..
- خیر! همراه دختر بردار خود یکجا حیات بسر می برد.
- کسی دیگری ندارند؟..
- برادر زاده اش هم با او است. اما حال درینجا نیست. ضابط طیاره میباشد.
- آیا من درینجا نشسته میتوانم ؟ ... زیرا بقوماندانی خیلی نزديك وجای مناسب است!...
-٤٥-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
