BrowseʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr → page 251

Page 251

ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr · pages 1–279


Page image — the source of record

Scanned page 251 of ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr

Machine transcription

قسمت سوم بعد از يك سال يك شب در استانبول یکی از شبهای خزان ۱۹۱۹- است.. فشار دشمن، امپراطوری عثمانی را تهدید میکند.. دقایق و ساعات ، روزها بسرعت آمده و میگذرد. تا چشم بر هم زنیم سال دراز با بهار و زمستان آن با اضطراب یا آرامش از خیال ما محو میشود... هنوز يك سال تمام از متارکه نگذشته که باز به يك حرب نوین شروع میکنیم.. يك ملتی که صدها سال آزاد زیسته ، اکنون کوشش دارند که آنرا محو و آزادی او را سلب نمایند تمام افراد مملکت برای حفظ شئون تاریخی خویش آمادگی دارند ... در کوه های انا دول مجدداً کندن استحکامات شروع شده است.. در دامان یکی از تپه های (ینی کوی) که در کنار آبنای بوسقور واقع است يك عمارت كوچك وقشنگ سفیدی که اطراف آن با انواع درختهای زیبا احاطه شده نظره را اولتر از همه بخود جلب میکند... در مقابل این عمارت زیبا کوه مرتفعی است که پادبیای زمردی مستور است ... اگر از تماشای زروه های سرسبز وخرم این کوه زیبا خسته شده و روی خود را بگردانیم بلا در ننگ چشمان ما را آب نیلی و براق دریاچه که مانند دختر جوان و مهوشی که موهای درازش در برابر بادهای تند بهاری به اهتزاز می آید آهسته آهسته با موج های پست و بلند وادی های سرسبز را گذر کرده در آبنای بوسقور فرو میرود!.. در کنار این تپه ها و این وادی خرم راه باریکی که با سنگچلهای هر رقم فرش شده امتداد دارد؟.. ما هم در امتداد این راه پیش میرویم ... - ٢٤٤ -

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr, page 251. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0976/251 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0976/251
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record