Machine transcription
قسمت سوم
بعد از يك سال
يك شب در استانبول
یکی از شبهای خزان ۱۹۱۹- است.. فشار دشمن، امپراطوری عثمانی را تهدید
میکند.. دقایق و ساعات ، روزها بسرعت آمده و میگذرد. تا چشم بر هم زنیم سال دراز با
بهار و زمستان آن با اضطراب یا آرامش از خیال ما محو میشود...
هنوز يك سال تمام از متارکه نگذشته که باز به يك حرب نوین شروع میکنیم.. يك ملتی که
صدها سال آزاد زیسته ، اکنون کوشش دارند که آنرا محو و آزادی او را سلب نمایند
تمام افراد مملکت برای حفظ شئون تاریخی خویش آمادگی دارند ... در کوه های
انا دول مجدداً کندن استحکامات شروع شده است..
در دامان یکی از تپه های (ینی کوی) که در کنار آبنای بوسقور واقع است يك عمارت
كوچك وقشنگ سفیدی که اطراف آن با انواع درختهای زیبا احاطه شده نظره را
اولتر از همه بخود جلب میکند...
در مقابل این عمارت زیبا کوه مرتفعی است که پادبیای زمردی مستور است ... اگر از
تماشای زروه های سرسبز وخرم این کوه زیبا خسته شده و روی خود را بگردانیم بلا در ننگ
چشمان ما را آب نیلی و براق دریاچه که مانند دختر جوان و مهوشی که موهای درازش
در برابر بادهای تند بهاری به اهتزاز می آید آهسته آهسته با موج های پست و بلند وادی
های سرسبز را گذر کرده در آبنای بوسقور فرو میرود!.. در کنار این تپه ها و این وادی
خرم راه باریکی که با سنگچلهای هر رقم فرش شده امتداد دارد؟.. ما هم در امتداد
این راه پیش میرویم ...
- ٢٤٤ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
