Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
پس از قطع مسافه کمی بمقابل عمارت يك طبقه قشنگی که سمت خارجی آن تماما سفید
است میرسیم ! ..
موقعیت ورؤیت ساده این عمارت وضع وخيالات افسرده يك شخصی را که از اجتماع
خودرا بر کنار ساخته بما تلقین میکند. شخصی که درین عمارت سکونت دارد فاروق
است. فاروق پس ازینکه بدست رومانی ها اسیر گردید يك مدتی در محبس بسر برده
و بالاخره از طرف صلیب احمر به استانبول اعزام شد... عمار تیکه فعلا در آن سکونت
دار د خانه پدری او است ... از مراجعت او از رومانیه بیش از يك سال میگذرد ... درین
دور يك سال بیشتر اوقات او در داخل این خانه به تنهایی گذشته وازاطاق کمترخارج
میشود.. زمستان و تابستان پیش روی پنجره نشسته چشمانش را بيك نقطه میدوزد.
ساعات طولانی وقت او به تفکر میگذرد!..
بعضی از شب های مهتاب به تنهائی در کوه های سبز و خرم بوسعور گردش
میکند !.
باموهای ژولیده و وضع افسرده در پای درختان کوهی دراز کشیده چشمانش را به
به ستاره های درخشنده آسمان نیلگون خیره می سازد ! . . این وضع او ساعت
ها طول کشیده و بعض اوقات شب صبح میشود و او هیچ حرکت
نمیکند ! . .
فاروق از وقتیکه از رومانیه بازگشته دچار اختلال فکری است.. مخصوصا بی خوابی های
شبانه بیشتر اعصاب او را خسته ساخته و روز بروز قوای بدنی او را ضعیف و تحلیل نموده.. جسمش
ضعیف و رنگش پژمرده شده!. در بازگشت او پدرش هم مرده بود و این واقعه دردهای روحی او
را تقویه می نمود!.. تا آنکه مریض شد و به بستر افتاد... زمان طولانی مریض بستری بود ...
دکتورها درد اورا درمان پذیر ندانسته از مداوای او دست کشیده بودند... تا اینکه اواز
فلاکت مرض هم خلاص شده و صحت یافت!.. فعلا او فقط درین خانه كوچك و قشنگ که در
يك زاویه دور از اجتماع است بحال خاموشی و سکوت با قلب افسرده وروح مضطرب
تنها بسر می برد !..
یکی از شب های پائیز است ... هوا رفته رفته تاريك شد وغبار روی بوسعور پرده
— ٢٤٥ —
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
