Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
طرف در اطاق خود تنها مانده و دروازه را بروی خود بسته مشغول حاضر نمودن بکس
و سامان خود میباشد.
به نسبتیكه تا آخرین دقیقه از حركت شان هیچ كس آگاه نشود ماریارا هم اجازه
نداد كه باطاقش داخل شود ... از ساعت ۷ گذشته هوا آهسته آهسته تاريك میشود. فاروق
بكس و لوازم خود را برای حركت حاضر ساخته در بین الماری میگذارد تا نظر دقت را
جلب نكند ... بعادت همه روزه تنها دریشی خواب و سلیپر و بالاپوشش روی دست است ..
بعد از ختم كار اطاق را تماماً از نظر گذرانده سوی دروازه روان میشود. قوه بیا
ایستادن در وجودش نیست! .. بی خوابی های پی در پی و پیش آمدهای سوئیكه درین
۴-۵ شب اخیر رخ داده وضعیتش را پریشان ساخته در روی زردش لكه های سیاه دیده
میشود. چشمان سیاهش فرورفته موهایش بحال پریشان شقیقه هایش را پوشیده است! ..
دروازه را باز كرده صدا میزند:
- ماریورا! .. ماریورا ! ..
دختر با چهره گرفته از اطاق پهلویش برآمده میگوید:
- چه میگویی فاروق، شما كه داخل اطاق شدید دروازه را هم بستید! .. شاید من راحت شما را
اخلال میكردم ! ...
ضابط به او نزدیك میشود، چشم های خیره خود را بر چشم های دختر میدوزد و دست های
گرم اورا در بین دست های خود میگیرد.
ماریای قشنگم، عذر میكنم درین لحظه كه آلام و مصائب از هر طرف مرا احاطه كرده باین
تندی و خشونت مرا خطاب مكن! ..
انگشتان كوچك او را كه در بین دستهای سوزان خود داشت نزدیك دهن خود برده بوسه
میکند. قطرات اشك مژگانهایش را نمناك ساخته میگوید:
- ماریا! .. امشب مرا در آغوش فشار بده سرم را روی سینه قشنگت بگذار ! .. موهایم را
با شفقت نوازش كن، انگشت های باریك و زیبایت را برویم بكش و مرا دوست بدار!. اوه
ماریا ! امشب خیلی مضطرب هستم ! ..
ماریا خیره و متحیر بطرف ضابط دیده میگوید :
- تراچه شده فاروق، از برای خدا بگوئید بازچه خبر است؟.
- ۱۷۹ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
