Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
سخن هائیکه شنیدهاید راست است!.. حرب مفادشه اتمام می شود، متفقین شما پیش قدمی می نمایند!.. ما حالا فهمیدیم که میدان را باخته ایم... بعد ازین با کمال شعف میتوانی اشك های مسرتت را بریزی !.. شاد باش و تاکه میتوانی شادی کن ماریا!..
بقدر يك دقیقه سکوت میکند بعد روی خود را سوی پنجره دور داده تپه هائی را که از غبار مستور است و چون خط سپید دریا بنظر می خورد دیده میگوید:
- حال فهمیدی که چرا مضطرب هستم ماریا!..
تکرار روی دستها و موهای دختر را می بوسد.
- برو عزیزم، چیزیرا که میخواستی بفهمی دانستی !.. مرا تنها بگذار!..
- خوب !..
ضابط خود را قدری راست کرده میگوید :
- از من آزرده شدی؟..
- خیر فاروق ، آزرده نشدم زیرا اضطرابیکه درین دقیقه شما را تکان میدهد من بهتر از هر کس معنی آنرا میدانم !.. آزرده نشدم زیرا من هم هر چه باشد آخر دختر يك عسکر هستم!..
ماریا، اشکهائی که در رخسارهایش جاریست با نوک انگشتان خود پاك کرده با يك زهر خند میگوید :
- كاپيتان حقيقةً احيات گاه گاه بی معنی و خیلی مضحك جلوه میکند!.. مثلا حال من باید دیوانه وار مسرت کنم!..
چشمان دختر كه بيك نقطه متوجه است میگوید:
- نه من مسرور میشوم و نه شما مضطرب باشید فاروق!.. زیرا بقدر اضطرابی که ما در راه محبت کشیده ایم ارزش ندارد ... فعلا ما باید تمام قوه و ارادۀ خود را جمع کرده به حیات و پیش آمدهای آن مقاومت کرده بر روی آن بخندیم... چند ماه قبل اردوی شما مظفر و شماً غالب بودید ، شادی و سرور لازم شما بود!.. مگر شما بدون اظهار اندك مسرت و شادی با ما در رنج و الم اشتراك ورزيديد !.. اينك كه آفتاب بخت ما طلوع کرده، من هم نمی خندم، خوش وقت نمی باشم، مسرت نمیکنم!.. یقین کنید فاروق، من در همین لحظه بتمام معنی در غم و اندوه با شما خود را سهیم میدانم. برای تو، برای وطن تو و به خاطره های مشئومیکه در ین دم بر تو تأثیر انداخته گریه میکنم!.
- ۱۷۲ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
