Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
از ترجمه ذریعه تلگراف شفری به قوماندان های قول اردوی ترک که در خاک روسیه میباشند مخابره مینمایند. ساعت ده شب است... کاپیتان هنوز در اطاق خود مشغول کار است... صدای زنگ تیلفون او را تکان میدهد ، گوشک را بر داشته... آلو ... آلو !..
- فاروق بی؟..
- بلی، بلی !.
- قوماندان میخواهد با شما ملاقات کند!.
- می آیم !.
ضابط فوراً از جای خود برخاسته با دست موهای خود را درست نموده تکمه های خود را می بندد و از دروازه خارج میشود ... زینه ها... راهروها اطاقها !..
در مقابل یک دروازه بزرگ می ایستد... از پهره دار آلمانی می پرسد:
- قوماندان به اطاق تشریف دارند؟.
- بلی ! ..
با انگشت به دروازه تک تک کرده داخل اطاق میشود... یک صالون بزرگ در بین صالون یک میز بزرگ است. گردمیز پنج شش نفر ضابط های المانی نشسته اند کاپیتان راساً پیش رفته پاهای خود را بیک دیگر زده سلام میدهد :
- جناب قوماندان بأمر شما حاضر شدم !..
قوماندان که یک شخص زرد چهره است میگوید:
- بمن نزدیک تر شوید کاپیتان!
- ضابط پیش تر میرود ...
- چیزهائیکه میگویم نوت گرفته به ترکی ترجمه نمائید و ذریعه تلگراف شفری به باتوم خبر بدهید !..
- بفرمائید !..
«خبری که در حال بما رسیده واضح میسازد که اردوی بلغارها مقابل قوای فرانسه شکست فاحش خورده و بيك وضع پریشانی فرار میکنند ... می ترسیم که رومن ها از وقت استفاده کرده دفعتا حمله کنند . چون قوای ما کم است باید روابط خود را با ما قطع
- ۱٦٧ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
