Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
نکنید !.. »
کاپیتان مضطربانه سر خود را بلند کرده میگوید :
ـ این اطلاع خیلی مدهش است! ..
ـ بلی خیلی مدهش است کاپیتان !.. تنها این خبر نیست!.. از (مارن) هم خبر شکست
اردوی المان را گرفتم !..
ـ چه میفرمائید ؟..
ـ متأسفانه حقیقت همین است که گفتم!..
قوماندان میایستد ، در چشمانش برق اضطراب دیده میشود. لبهایش غیرعادی
حرکت کرده میگوید:
ـ روزهای خیلی مدهش را میگذرانیم !..
بعد روی خود را بطرف ضابط دور داده :
ـ کاپیتان فرصت را از دست مده زودتر بروید و چیز هائی را که نوت گرفته اید به باتوم
خبر بدهید !..
ضابط . بدون اینکه چیزی بگوید با قدم های آهسته از دروازه خارج
میشود .
شب را تماما در قرارگاه ماندیم ... هیچ کس خواب نشد ... تا سپیده دم بین مرکز
تلگراف و قرارگاه تلگرافها آورده و برده میشد... خبرهای سوء متعاقب هم میرسد..
ضابط های قرارگاه و فرقه در اطاقها جمع شده مذاکره می کنند ...
قوماندان و رئیس ارکان هنوز مشغول کار هستند. ساعات هولناک و پرهیجانی را
میگذرانیم .
روشنی صبح به اطراف پراگنده میشود باد سرد میوزد... شعبة استخبارات قرارگاه
آخرین خبری را که گرفته است :
«اردوی بلغاریا مقاومت را از دست داده بحال پریشان فرار میکنند. دیگر هیچ سدی
نیست که مانع ارتباط فرانسویها و رومن هاشده بتواند!..»
ـ ۱۶۸ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
