Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
- میگویم مرا ببوس !.
- اوف !...
- نمی بوسی ؟..
ضابط از زانوهای او گرفته بلند میکند دختر دست و پا زده صدا
میکند :
- پاهایم را بگذارید فاروق ! شما چه میکنید ؟..
ضابط مثل اینکه در عالم دیگر است!.. پاهای قشنگ دختر را با انگشتان خود
نوازش میدهد ، دختر میگوید:
- بشما میگویم نکنید...
ماریا هرچند دست و پا میزند ، دامنش بالا رفته و پاهای گندم رنگش خوب تر دیده
میشود. ضابط از نوک دامن پایان رفته و روی جلد برهنه دختر را تماشا میکند ... ماریا
در وجود خود یک تکان و سوزش فوق العاده احساس میکند .
- نکنید فاروق نکنید والا به آواز بلند صدا میزنم !..
تمام آن دست و پا زدن و همه صدا کردن ها بی فایده بود ... چه ضابط او را آنقدر
در آغوش خود محکم گرفته که بهیچ صورت خلاص شده نمیتواند!..
- اوه شما چقدر سرکش و با قوت هستید فاروق !..
درین بین تکمه یخن ضابط کنده میشود. بنیان سپورت در بر دارد . سینهاش تماماً
برهنه و موهای روی سینهاش را در حالیکه باد خفیف تکان میدهد به چشم دختر خورده و بی
اختیار صدا میکند :
- سینه خود را بپوشید فاروق!..
- نمی پوشم !..
- بشما میگویم پت کنید!..
- خیر پت نمی کنم!..
دختر برای رها کردن خود باز بدست و پا زدن شروع میکند ،ضابط بی باکانه دختر را
فشار میدهد! انگشتان خود را به خلال موهای سیاه و دراز دختر گذاشته بطرف خود
نزدیک میسازد ...
- ١٥٢ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
