BrowseʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr → page 159

Page 159

ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr · pages 1–279


Page image — the source of record

Scanned page 159 of ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr

Machine transcription

عشق و وظیفه یا شب اخیر - میگویم مرا ببوس !. - اوف !... - نمی بوسی ؟.. ضابط از زانوهای او گرفته بلند میکند دختر دست و پا زده صدا میکند : - پاهایم را بگذارید فاروق ! شما چه میکنید ؟.. ضابط مثل اینکه در عالم دیگر است!.. پاهای قشنگ دختر را با انگشتان خود نوازش میدهد ، دختر میگوید: - بشما میگویم نکنید... ماریا هرچند دست و پا میزند ، دامنش بالا رفته و پاهای گندم رنگش خوب تر دیده میشود. ضابط از نوک دامن پایان رفته و روی جلد برهنه دختر را تماشا میکند ... ماریا در وجود خود یک تکان و سوزش فوق العاده احساس میکند . - نکنید فاروق نکنید والا به آواز بلند صدا میزنم !.. تمام آن دست و پا زدن و همه صدا کردن ها بی فایده بود ... چه ضابط او را آنقدر در آغوش خود محکم گرفته که بهیچ صورت خلاص شده نمیتواند!.. - اوه شما چقدر سرکش و با قوت هستید فاروق !.. درین بین تکمه یخن ضابط کنده میشود. بنیان سپورت در بر دارد . سینه‌اش تماماً برهنه و موهای روی سینه‌اش را در حالیکه باد خفیف تکان میدهد به چشم دختر خورده و بی اختیار صدا میکند : - سینه خود را بپوشید فاروق!.. - نمی پوشم !.. - بشما میگویم پت کنید!.. - خیر پت نمی کنم!.. دختر برای رها کردن خود باز بدست و پا زدن شروع میکند ،ضابط بی باکانه دختر را فشار میدهد! انگشتان خود را به خلال موهای سیاه و دراز دختر گذاشته بطرف خود نزدیک می‌سازد ... - ١٥٢ -

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr, page 159. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0976/159 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0976/159
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record