Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
- اوه، فاروق نکنید ، بشما میگویم نکنید!...
ضابط بحرف او گوش نمیدهد سر كوچك و قشنگ او را بطرف خود كشیده بروى
سینۀ خود فشار میدهد . سر دختر روی سینۀ برهنۀ ضابط گذاشته است. دفعتاً تكان خورده
و بوضع مضطرب مثل اینکه رویش را روى يك پارچه آتش گذاشته با يك هيجان فوق العاده
ويك سوزش عجیب که تا حال نظیر آنرا ندیده بود در وجود خود حس میکند... سرش دور
میزند و گمان میکند رگ های بدنش را یكبايك قطع میکنند ... میخواهد فریاد
كند... خیال دارد فرار نماید ولی بکلی آن را نمیتواند !... سرش بلا اراده روی سینۀ
ضابط می افتد...
- میگویم مرا بگذارید ، فاروق !..
- نمیگذارم!...
- بگذارید!...
- نمیگذارم!..
- پس با تمام قوت خود طلب امداد کرده صدا میکنم!...
- هرچه دلت میخواهد بکن !.. ولی تا وقتیکه دست هایت را بگردنم حلقه نکرده
ومرا نبوسیده ای ترا نخواهم گذاشت!..
- هرگز نمی بوسم!..
- من هم هرگز ترا نمیگذارم !..
- چقدر خشن هستید ! .. وجودم را مجروح ساختید ! . . . تمام اعضایم درد
میکند !..
- طبیعی درد میکند !.. تو نه در آغوش مادر و نه در بستر ناز بلکه در آغوش مردی
هستی که آنرا دوست داری !..
- من شما را دوست ندارم!..
- دوست داری ، یا نداری!.. آنرا بعد ازین فکر میکنیم ! .. حال يك دفعۀ دیگر
تکرار میکنم، بگو مرا میبوسی یا نه؟..
- ١٥٣ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
