Machine transcription
عشق وو ظیفه یا شب اخیر
- بهار آمد !
- بلی !
ساکت میشود ... بدون اراده سرش پائین شده چشمانش پر اشك ميگر دد
و میگوید:
- چاوش ، بعد ازین برای من نه بها است و نه کل !.. يك عالم تاريكی، بلی
تاریکی !..
آهسته آهسته دستهای خود را دراز کرده و دست های عسکر را میگیرد:
- چاوش ، من چقدر بد بخت هستم !.. نمیدانم چه جرمی را مرتکب شده ام که در پاداش
آن عذاب میشوم !..
عسکر برای پنهان کردن اشک های خود سر خود را دور داده میگوید:
- جناب کاپیتان ، چرا اینقدر به خوف هستید ؟ آخر این روزها هم گذشتنی است
و باز انشاء الله مثل روزهای سابق با دل های شاد و خرم مراجعت میکنیم !..
- خیر چاوش! من مراجعت نمی توا نم !.. و تا آخرین دقیقه حیاتم مراجعت نمیکنم، زیرا!.
اوه زیرا که پایم را قطع میکنند !.
عسکر از استماع این کلمه تکانی خورده میگوید:
- خدا حفظ کند کاپیتان ! اینقدر تشویش نکنید !.. امروز نسبتار نگ تان بهتر
است!.. دیشب که دکتورها با هم مذاکره داشتند گوش گرفتم ...
ضابط چشم های خود را خوب باز کرده میگوید:
- راست بگو چاوش !.. چه میگفتند؟.
آن داکتر چاق میگفت : صد هشاد اعتماد دارم که صحت یاب شود.
ضابط دست ها ی عسکر رابین دست ها ی خو د محکم گرفته فشار داده
میگوید :
- راست میگوئی چاوش ؟...
- والله راست میگویم !...
لب های ضابط مرتعش و چشمانش پر اشك ميشود. با لحن متبسمانه میگوید:
آه چاوش ، اگر پایم بدون قطع شدن صحت میشد!.
- ۱۳۲ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
