Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
آه خیلی بدکاری کردید، خیلی کار ناشایستی را مرتکب شدید، فاروق بی !.. محقق بدانید که این حکایه در آخر بفاجعه تمام میشود !..
- ماریا، چرا چنین میگوئی ؟. آخر چرا بفاجعه خاتمه یابد ؟. آیا هر دوی ما بيك وضعیت سرد چار نشده ایم ؟.. من هم ترا دوست دارم تو هم برای من يك موجود فراموش ناشدنی و بی مثالی هستی !.. بی تو يك دقیقه تحمل ندارم !..
- فاروق بی ! این يك هفته جدائی تو، آنچه را که در شعورم پنهان بود دفعتاً با تمام موجودیت آن بمیدان ظاهر ساخت . گمان میکردم که تنها با شما الفت گرفته بودم ولی چقدر گول خورده بودم!.. فکر من هیچ تمیز نداده و دیوانه وار بشما مربوط گشته ام !. آه یار بی این چقدر يك گناه بزرگ است
- ماریا، دوست داشتن گناه نیست!..
- دوست داشتن گناه نیست ، اما مشروط براینکه ضابط دشمن نبوده و منصوب به اردویی نباشد که مملکت ما را اشغال میکند!..
- ماریا، تکرار میکنم که ما دشمن مملکت شما نیستیم !.. من نه دشمن تو و نه دشمن وطن تو هستم !..
- شاید، ولی این مسئله چه بدرد میخورد ؟.. باری فکر نمائید که ساعتی پیش، کی میدانست که با الذات با توپهائی که آتش داده اید چه تعداد بیشمار هموطنان مرا بخاك و خون گذاشته اید؟.. و یا با اسپ خود استخوان های برادران مرا خورد ساخته به اینجا آمدید؟.. كاپيتان ! این حکایه حزین و خیلی حزین است !..
- ماریا، آیا عین همین چیز در مورد ما هم قابل تطبیق نیست؟.. درین دقیقه آن اولاد های بیچاره اناطولو را هم بخاطر بیاورید که بدون انتظار بردن کدام منفعتی محض برای مفاد دول متفق بزور آورده شده و حاضراً در محاذ جنگیده و نابود میشوند. تمام شفاخانه های اسرائیل از زخمی های ترک پر گردیده است.
ماریا، ما مجبور هستیم که تمام ضروریات حرب را قبول نمائیم !.. این حرب تا آخر دوام کردنی نیست !.. روزی میرسد که صلح روی کار می آید و این خاطره های تلخ فراموش میشود و ما هم با تو مثل تمام عالم راه خوشبختی را می پیمائیم !..
دختر !، اشك هائی را که در گوشه رخسارش جاریست ، با نوك انگشتانش خود
-۱۱۹-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
