Machine transcription
٦٥
فصل دوم در بیان نسب و نژاد افغان
این قوم از قبائل متعدد مرکب است مانند عبدالی غلجائی کاکر وزیری یوسف زائی
مهمند افریدی بنگش و دیگر قبائلی که به مساکن خویش منسوب اند چون
خوستی کرمی باجوری و امثالهم و هر قبیله به طوائف مختلفه مشتمل است
چون غلجائی به هوتك توخى سليما نخیلا اندری وار باخیل و غیره وابدال
از بارکزئی والكوزئی و علیزائی بامی زائی مرکب است همچنان هر طائفه متضمن
بطون است و هر بطن مشتمل بر شاخ هاست که در حال در صدد بیان بطون
و شعبه ها و آنچه بآنها تعلق دارد از جهت کمی وقت و تنگی مقام بر آمده نمی توانیم .
و تمام این فروع را يك اصل كه كلمه «پشتون» یا پختان است فرا هم می نماید و يك
ملت را از آن قبائل تشکیل میدهد جمع نموده است [۱]
ولیکن مؤرخین در تعین اولین گهواره ایشان در مناطق زمین اختلاف دارند
بعض میگویند که آنها از طائفه خزراند که در سواحل بحیره کاسپین باب الابواب
و شیروانات سکونت داشتند و بر بلاد ایران چپاول ها نموده ممالک انو لار اتارج میکردند
در از منه غیر معلوم برخی از سلاطین ایشان را بسوی شرق خراسان کوچ دادند
بعضی از مورخین که در تاریخ مهارت تامه ندارند انتقال آنها را بدست امیر
تیمور گورکان نسبت میدهند و کمزوری این قول ظاهر است زیرا ملت افغان
[۱] کلمه پشتو به سه مفهوم مهم اطلاق کرده میشود اول زبان پشتو دوم عرف پشتو سوم غریزه
غیرت و يك جهتی وحدت این قوم غیور به این سه چیز متکی است . در زمان تحریص و تشویق به
امور هائله تذکار کلمه پشتو از طرف مشوق موجب هیجان و جوش عرق حمیت آنها میگردد و در
هنگام تعزیر نفی و ازاله این وصف از پښتون موجب سخت ترین مجازات و تكدير او شمرده میشود
گویا که این کلمه جامعه مثل اعلای قوم پښتون است و این صفت را ممیزه خود میدانند و در مفهوم لفظ
پښتون این مفاد مندرج است لهذا کلمه پښتون موجب اتحاد و یگانگی ایشان میباشد . « مترجم »
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
