Machine transcription
(۱۱۷)
آنها به اسم «پکتیکا» یا «پکتیا» یاد کرده که تا حدود سند انبساط داشت. ملتفت
باید بود که این نامها چه در تلفظ عصر ویدی و چه در نگارشات هرودوت با
(ك) نوشته و تلفظ نمیشد. بلکه مابین (ش) و (خ) به حرفی ادا میشد که (ش)
پشتو بخوبی آثر انرا بنمایندگی میتواند بناءً علیه چه شعرای ویدی و چه هرودوت
صورت صحیح این اسم را شنیده و در گفتار و نگارش خود قید کردهاند. به این اساس
این اسم «پشت» بود که در رسمالخط فارسی یک شکل آن «پخت» و «پختی»
میشود و «پکتیا» ، «پختیا» هم زیر همین قاعده میآیند رحالا خوبتر فهمیده
میشود که «پخت» و «پختی» و «پختیا» در کلمات «پخد» و «پخدی» و «پارت»
و «پارتی» و «پارتیا» تاثیر بخشیده و با عبارت دیگر تمام این اسماء و کلمات
از يك خانواده و از ریشهٔ «پشت» مشتق شدهاند.
بهر حال يك شاخه قوم «پشت» همین بود که از بخدی بجنوب هندوکش آمد
و علاقهٔ پیرامون کوه «سپینغر» بنام آنها «پختیا» مشهور شد. شاخهٔ دیگر آن
مدت مدیدی در صفحات شمال هندوکش مانده دورههای ویدی و اوستایی را در آنجا
سپری کردند و حتی بعض خانوادههای آنها تا زمان استقلال دولت یونان و باختری
(۲۵۰ ق م) در بلخ میزیست. قسمت عمدهٔ ایشان در اواخر دورهٔ اوستائی به
شرق حوزهٔ هریرود پراگنده شدند. پس «پارتها» شاخهٔ از همان قوم آریائی
باختری «پشت» یا «پخت» است که در عصر نسبتاً تازه تری از بخدی بطرف غرب
حرکت کرده و در علاقهٔ بین سواحل خزر و هریرود جای گرفتند و مسکن خود را
به نام خود «پارتیا» موسوم ساختند چنانچه اسم مسکن شاخهٔ جنوبی و غربی
«پختیا» و «پارتیا» نه تنها هم وزن و هم آهنگ است بلکه يك کلمه است و از يك
کلمه بيك شکل وصورت معین ساخته شده. معنی کلمهٔ «پارت» را بعضیها
«تبعید شده» گویند، این هم نشان میدهد که اهالی پارتیا اصلاً باشندگان
این علاقه نبودند و از بیرون که عبارت از صفحات باختر باشد بدانجا انتشار یافتهاند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
