Machine transcription
(۳۸۱)
اور تسیانا شاید اسکندر را مشوش کرده بود، زیرا میدانست که باشندگان
درههای این محیط کوهستانی اگر از دو طرف بر وی هجوم کنند دیگر نجات محال
خواهد بود، مخصوصاً صدماتی که از اقوام افغانی در اثنای عبور از اراکوزی
بطرف پاروپامیزادی دید، هنوز جراحاتی التیام نیافته شمرده میشد. لذا تصور
کرد که توقف درین منطقه او را ممکن است دچار حملهٔ مدهش بنماید. ازینجهت
توقف را مصلحت ندید و خویش را گوشه کرد. بعضی از مولفین از روی اشتباه
تصور میکنند که علت عدم توقف اسکندر در کابل بنابر عدم آبادی بوده، حالانکه
اگر وضعیت جغرافی این منطقه دیده شود بزودی بطلان این تصور ظاهر
میگردد، زیرا کابل آبادان بود و اهمیت تجارتی داشت. خلاصه مقصد
ما اینجا تذکر قدامت تاریخی کابل نیست بلکه میخواستیم
بگوئیم که اسکندر بنابر جهات عسکری در کابل توقف ننمود. علت دیگری که
بدرجهٔ دوم شایان اهمیت است عجلهٔ خود اسکندر برای واصل شدن بولایت
با کتریانه نیز شده میتواند. زیرا بسوس پادشاه باختر در آنطرف کوههای
هندوکش روز بروز بر قدرت خود میافزود و موقعش مستحکمتر میشد.
بهر حال هر چه باشد باشد اسکندر از درهٔ کابل بسرعت گذشته وارد کوهدامن
گردید در آنجا کوههای بلند و صعب العبور هندوکش با درههای پر برف
بمقابلش عرض اندام کرد. و چون از بومیان معلومات کرد، دانست که عبور
در آن وقت سال از کوتلهای بلند این سلسله کوه ممکن نیست ناچار در برابر
کوههای بلند و با عظمت جز تسلیم چارهٔ ندید و مجبور بتوقف شد.
اسکندریه قفقاز: اسکندر قشون خود را در اوپیان (دامنه کوه خواجه
سیاران) که نسبتاً از مجرای وزش باد بر کنارست امراطراق داده و در پای
هندوکش یعنی قفقاز یونانیها در نقطهٔ که مدخل درههای پنجشیر، سالنگ
شتل و غیره را دفاع کرده بتواند اساس قلعهٔ نظامی جدیدی را در نظر گرفته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
