Machine transcription
(۲۱۷)
و پادشاه گروه مردمان معین کرد و به او هدایت داد تا در آرامی ورفاه رعیت و آبادی خاک کوشش کند . یما عهدۀ پادشاهی را بکمال خوشی قبول نموده عهده دار شد تا در کثرت نفوس مخلوقات و سرسبزی رهایشگاه شان کوشش کند و مردم را از مااحتیاج مستغنی سازد و به بهترین رویه ئی حامی ، حافظ و پادشاه شان باشد . آنگاه هرمزد در مقابل این تعهدات به او دو آله یکی عصای طلائی و دیگر گاو آهنی داد که از طلا ساخته شده بود تا یکی نشان سلطنتش باشد و با دیگری مردم را به کشت زراعت وغرس درختان تشویق کند و در نتیجه تعهداتی که نموده جامهٔ عمل بخود بگیرد .
یما پادشاه چون بر تخت سلطنت جلوس کرد با وسایلی که در دست داشت و هدایاتی که به او داده شده بود از راه زراعت و نشاندن درخت و آبیاری اراضی و تربیۀ حیوانات قلمرو خود را سبز و خرم ساخته و نوع مخلوقات از انسان گرفته تا حیوانات بارکش و قابل زراعت و تربیه و پرندگان و سگ و غیره به اندازۀ زیاد شد که جای برای رهایش انسانها و رمه ها و حیوانات بارکش باقی نماند .
آنگاه هرمزد موضوع کثرت مخلوقات را به یما اخطار کرده و به او هدایت داد که با عصا و گاو اهن خود سطح زمین را وسعت بخشد یما پادشاه با عصای خود به زمین کوبیده و زمین سه چند وسعت خود بزرگ شد آنگاه انسان ها و رمه های حیوانات قرار احتیاج و خواهش خود جای وسیعتری یافتند و مستریح شدند . بعد از سه صد سال باز نفری و حیوانات زیاد شد و سطح زمین خوردی میکرد و یما پادشاه به همین ترتیب سه دفعه زمین را وسعت بخشیده اسباب راحت مخلوقات را فراهم کرد
دورۀ سلطنت یما پادشاه تا جائیکه از خلال سطور اوستا معلوم میشود يك دورۀ امن و آرامش عمومی بود که اگر به کلمات سادهٔ خود اوستا تو صیف کنیم باید بگوئیم که در آن دورۀ مسعود نه گرمی زیاد وجود داشت و نه سردی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
