Machine transcription
( ٥١ )
تشبیه کرد. این تندی حجاج عصبیت عبدالرحمن را که مرد بزرگی بود
برانگیخت. حجاج منتظر نتیجه این مکتوب شدید خودش نشده متعاقباً امری
دیگر فرستاد که بدون درنگ بکابلستان حمله و آبادی ها را یکسره
ویران، و آل و اولاد مردان زابل و کابل را اسیر نمایند، بزودی امر سیوم حجاج
بعبد الرحمن رسید که تا فتح تمام مملکت دشمن اقامت او در آنجا حتمی است
واگر سهل انگاری کند معزول وعوضش اسحاق بن محمد مقرر خواهد شد.
عبدالرحمن نامه های حجاج را برخ اردوی خود کشیده و از مجموع افسر
وعسکر درین خصوص رای خواست، عسکر غریو برآورد و سرداری چون ابوطفیل
عامر بن وائله خطا به غرائی ایراد و منجمله گفت : امر حجاج بآن ماند که
گویند غلامت را باسپ سوار کن اگر هلاک شد اسبش از تو واگر نجات یافت
هر دو از توست ، هان ای عسکر حجاج از زحمات شما در جنگها متأثر نمیشود
اگر فاتح شدید غنایم و دسترنج شما را او میخورد و در عوض مکافات شما
ترقی هم او مییابند و اگر مغلوب شدید و معدوم گشتید فدا کار یهای سابق
شما محو شده و در نظر او مردمانی پست ودون همتی بشمار خواهید رفت. افسر
دیگری عبدالمومن ربعی بپا ایستاده و فریاد کرد . سوقیات حجاج درین مملکت
شبیه سوقیات فرعون در رود نیل است ، مطمئن باشید که این مملکت گورستان
ابدی شما است و دیگر ابداً بملاقات خاندان خود نائل نخواهید شد، بهتر است
بعقب برگردید و با استقامت حجاج مارش کنید واورا از وطن خود طرد نمائید
بیائید و بعبد الرحمن بیعت کنید تا پیش رویم و این منم که برای نخستین بار
با اینمرد بیعت میکنم . . . یکی فریاد کرد منهم . دیگری منهم . دیگری
من . . و الحاصل در ساعتیں عبدالرحمن فرمانروا
و دشمن جدی حجاج بود ، عبدالرحمن با کابلشاه درین موضوع تازه مفاهمه
وقراری را امضاء کرد که در صورت فتح بر علیه حجاج، کابلشاه برای همیشه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
