Machine transcription
( ٥٠ )
بخود گرفته وحجاج دو میلیون در هم بایشان بخشش و معاونت کرده بود در سال
۸۱ هجری بسفر آغاز و در سال ۸۲ هجری وارد سیستان گشتند ، و در وحله اول
با خوارج و همام بن عدی اندوسی سر کرده شورشیان رزم داده غالب گشتند ، و بعد
به اخذ عسکر محلی پرداخته ، وعبدالرحمن از حاکم عمومی خراسان نیز قطعات
تقویه طلب کرد و در آخر همان سال بعزم رزم کابلشاه روان شد ، رتبیل از دور
تمام این واقعات را ترصد میکرد لهذا بزودی هیئت سفارت او بحضور عبدالرحمن
رسیده با شرط فراموشی از ماجرا های ماضی اداء خراج را برای آینده قبولدرد
اما عبدالرحمن مردی نبود که با اینهمه عسکر وقوت آزمایش از دشمن نکرده
و بکمی قناعت کند ، لهذا با استقامت بست بحرکت افتاد. رتبیل پلان گذشته
را تطبیق و اردوی خودرا بقهقرا عقب میکشید و در قلاع عرض راه غنایم
سنگین بار میگذاشت اردوی عبدالرحمان در هر منطقه اموال زیادی بدست
آورده گران بار می شدند ، و عبدالرحمن برای از دست ندادن خطوط ارتباط و
تنظیم اداره عقب جبهه در هر جا نمایندگان و محافظینی کزاشته و بتدریج
کابلشاه را تعقیب میکرد ، اینحراکت بطی زمستان را قریب میساخت
و جيش الطواویس از فرط اغتنام شبیهه شتر مرغی سنگین بار میگشت ،
از دیگر طرف کابلشاه سعی میکرد عبدالرحمن را بدام آشنائی اسیر و در
صورت ممکن برعلیه حجاج بکار برد ، حوادث طوری فراهم شده بود که
عبدالرحمن حجاج را از پیشرفت خود به زابل و کابل اطلاع وضمنآ حوالۀ ضر به قطعی
را از جهت صعوبت طرق وشوارع حواله به بهار سال آینده نمود ، چه اسپان
رساله عرب که در دشتهای شن زار مثل کشتی در بحر حرکت میکرد در
صخر های پر برف زابل و کابل بسهولت جولان نمیتوانست . اما حجاج که
مردی شدید بود تدبیر عسکری عبدالرحمن را رد و بطائت حرکت و تعویق حمله
او را كتباً بجبن و بزدلی منسوب و راحت طلبی عبدالرحمن را بمرد کوری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
