Machine transcription
(٥٥١)
اینقدر به تاخیر نه افتاده. موسیو فوشه به این نظریه است که این واقعه بزرگ پیش از جلوس یعقوب لیث صفاری طبعاً پیش از فتح کابل بدست او (٨٦١ م جلوس ٨٧١ م فتح کابل) صورت گرفته است.
قبل برین آخرین ضربت وارده بر کاپیسی و انتقال پایتخت را از آن جا به کابل در حوالی سال ٧٩٣ ذکر کردیم و در مبحث دیگر این انتقال را هم بکمان غالب و به شهادت قرائن به برهمن شاهی ها نسبت دادیم اینک حالا متذکر میشویم که سلاله برهمن شاهی در اخیر قرن هشت به سلطنت رسید. و پایتخت خویش را از کاپیسی که البیرونی یک دفعه بصورت (کابش) ذکر کرده به کابل، کابلی که کنار رود اوکر در حوزة ساکا، کمری، چکری وقوع داشت انتقال داد.
«رای» پروفیسر تاریخ یونیورسیته کلکته با ذکر نظریه بعضی از مدققین راجع به یکی بودن (کلر) و (للیه) تعبیر خوبی یافته که آن دو شاه برهمنی را از هم سوا میکند. تعبیر مورخ مذکور چنین است که (للیه) را مورخ کشمیر «کلهنه» سرسلسله برهمن شاهی از وقتی میداند که مرکزشان از کابل به (ویهند) منتقل شد و (کلر) از روی نگارشات البیرونی طوری معلوم میشود که پادشاهی را از لکه تورمان در کاپیسا یا کابل گرفته باشد.
این تعبیر بعد از کمی دقت از هر نقطه نظر صحیح و حسابی معلوم میشود باسند و تاریخها و جریانات وقایع و گذارشات تاریخی موافقت کامل دارد.
پس قراریکه در رساله رایان کابلی (١) چند سال قبل نوشتیم «موافق به نظریات مورخین غزنه» و کشمیر میتوان گفت که «کلر» وزیر برهمن موسس سلاله برهمن شاهی های کابل و «للیه» یکی از شاهانی است که بعد از انتقال مرکز شاهی از کابل به ویهند به سلطنت رسیده و یا موسس خاندان آنها در ویهند است.»
(١) رساله مذکور در شماره های ٦-٧-٨ سال سوم مجلۀ آریانا طبع شده است.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
