Machine transcription
( ٥٥٢ )
در روشنی مطالبی که تا اینجا شرح یافت گفته میتوانیم که چون رتبيل شاهان
از طبقه «کداتریه» یعنی «شوالیه های» جنوب هندو کش بودند وزرای خود را
معمولاً از طبقۀ برهمن که بدیوان و قلم و دفتر بیشتر سرو کار داشتند انتخاب
میکردند و به این ترتیب آخر ین سلالت از «لکه تورمان» آخرین پادشاه سلالۀ
كوشانو یفتلی کاپیسا توسط «كلر» وزیر برهمن در اوائل قرن ۸ م به دودمان
بر همن شاهی ن انتقال یافت .
آیا موسس بر همن شاهی های کابل چند سال سلطنت کرده و چطور عمر او
به پایان رسیده این ها سوالاتی است که عجالتاً نمیتوان بدانها جواب صریح داد
زیرا هيچ منبعی مشخص ومعلوم درين موارد چیزی نگفته است .
شبهه ئی نیست که خود انتقال سلطنت از دود پر ستان کوشانو یفتلی به طبقه
بر همنی های شیوانی کابل امری است مهم و بالاخره اهمیت جامعه بر همنی ها را بر
بده پرستان کابل و کاپیسا ثابت میکند و تغیر دیانت و عقیده امرا و اهل در بار
در انتقال پایتخت از کاپیسی به کابل آنهم کابلی که کنار مجرای رود لوگر
و در حوالی شیوکی و کمری و چکری وقوع داشت بی مدخلیت نیست .
قرار یکه بعد تر حین ذکر سائر اعضای سلاله بر همن شاهی خواهیم دید
سومین پادشاه ایشان که (کلمو) یا (کملو) باشد با عمر وليث دومين پاد شاه
خاندان صفاری معاصر بود پیش از کلیر از خاندان برهمن شاهی های کابل
دو نفر به سلطنت رسیده اند یکی «سامند» یا «سامنته دیوا» و دیگر « کلر »
موسس این سلسله. چون يعقوب ليث صفاری تا کابل رسیده و در حوالی
كابل با كابلشاهی جنگ کرده و معبد ی را خراب و مجسمه هائی
از آنجا بدست آورده و به بغداد فرستاده و تقریباً ١٨ سال سلطنت
كر ده است از ( ٢٤٧ تا ٢٦٥ هجری مطابق ٨٦١ تا ٨٧٩ م ) با « سامند »
یا سامنته ديوای بر همن شاهی كابل وبا « کلر » موسس این خاندان محتملاً
تاریخ افغانستان (۱۰۰۰ ) ب ۰ م سردار محمد ، ج سراج الدین و محمدعظیم ، ت محمد نسیم ، م اجرائيه شعبه تاریخ ل ٨ - ١٠- ٢٥ ع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
