Machine transcription
فصل چهارم
۹۴
کردند درارک کابل فقط دویست نفر سرباز بودند و اینها تاشش روز جنگ کردند بالاخره
اھالی کابل بطرف (اسماعیل خان رفته دروازه ھا را بجهت او باز نمودند (محمداسماعیل خان)
فوراً داخل شهر کابل شده عیال مرا وعیال امیر ازعمارات دولتی اخراج نموده و(شیر
علیخان) را بامارت افغانستان اعلان نمود نیز من ازغلام بچه خودشنیدم که مادر محمدی
متقلب بوده است در این حین مراسله ھم از(سردار سرورخان) از قلعه عزیزی
بمن رسید که شکر او در غزنین شکست خورده ومشارالیه در اثنای جنگ از لشکر جداشده
وازامیر دور افتاده نمیدانم امیر بکدام طرف رفته است ازرسیدن این خبرملول و غمگین
شدم و(بناظرحیدر)حاکم بلخ نوشتم مأمورین بختبس عمویم بفرستد مامورینهم برادر
بنجاب پیدا نمودند که از راه ھزاره جات آنجا رسیده بود من بحاکم بلخ نوشتم صدهزار تنکه
نقد بااسبهای سواری و ھرچیزیکه لازم باشد بجهت عمویم بفرستد وخودم خیال لشکری کشید
بکابل را ترک نموده عازم غوری شدم ونیز(بجنرال نصیرخان)نوشتم که ازخیال
لشکر کشیدن بیاچکاه صرف نظرنماید وقتی واردغوری کردیدیم(میرجهاندار شاه)
که همراه من بود خواست دختر برادرش یعنی دختر(میرشاه) را بجهت من تزویج نماید
من این خواهش اورا رد نموده گفتم وصلتی که عمویم با خانواده شماکرده است بجهت من مکفی
است ولی چون مشارالیه خیلی اصرار میکرد قبول نمودم(محمدشاه) که (فیض محمدخان)
ولایت(میر جهاندارشاه) را باو داده بود بعضی ھدایا بجهت من فرستادھدایای اورارد
ردنموده گفتم یا ولایت را ردنموده یا بھرفرقی که خواسته باشید بروید بخود (میرجهاندارشه)
دویست سوار بسکرکرده کی(شهاب الدین خان) دادم که ولایت خودرا انتزاع نماید
وخود درغوری توقف نموده مشغول نظم امورات قته غن کردیدیم وازانجا بعمویم نوشتم
بیاید بمن ملحق شودعمویم جواب داد من نزداوبروم ولی چون قصد من ازتوقف درغوری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
