Machine transcription
فصل دویم
اد
سردست گرفته گفتم اگر داخل قایق شوید فوراً گلوله خواهید خورد آخر الامر راضی شده
مرافعه نمایند از یکی از سوارهای من پرسیدند این شخص کیست سوار مذکور بآنها جواب داد این
شخص (سردار عبدالرحمن خان پسر سردار محمد افضل خان) است همینکه دانستند
تعارف نموده معذرت خواستند من هم عذر آنها را پذیرفته همراهان خود را بدو قسمت
منقسم نمودم که یک قسمت با اسبهای ایشان با من در قایق بیایند و قسمت دیگر چون مجبور
بودند عقب بمانند بآنها گفتم از قایقچیها یل گرفته بجهت حفاظت خودشان سنگری
ترتیب دهند و قتیکه تقریباً از جیحون گذشته بودیم در مقابل قایقی دیدم یکی از همراهان خود را
که شناور خوبی بود فرستادم خبر بیاورد در قایق کیست مشارالیه رفته خبر آورد که
(عبدالرحیم) با یک نفر فرستادۀ (امیر بخارا) میباشد یکدیگر را ملاقات نموده مسرور شدیم
من دو ساعت بظهر مانده بعد از مسافرت شش ساعت وارد خاک بخارا شدم قایقچیها
گفتند اگر میل دارید اسبهای ما حاضر است بردارید با خود ببرید من بهتر دانستم
در کنار جیحون توقف نمایم تا دسته عقبی همراهان من برسند و طلا بقایقچیها دادم
که بجهت خودشان و اسبهای ما آذوقه تحصیل نمایند دویست تنگه هم (بعبدالرحیم)
خادم که با مامور (امیر) بروند که ده راس گوسفند خریده غذای پخته حاضر نمایند و سیصد
عدد نان هم بجهت سوارهای من که روز بعد باید برسند تهیه کنند کاغذی هم بحاکم (شیر آباد)
که تحت حکومت (امیر بخارا) بود نوشته از ورود خودم بخاک او اطلاع داده خواهش نمودم
دویست سوار بآنطرف جیحون برای تقویت سوارهای من بفرستد وصول مراسله
من حاکم مذکور خواهش مرا پذیرفت که چهار صد سوار و چند قایق صبح زود بجهت اینکار
خواهد فرستاد وقت طلوع صبح من صدای چند تیر تفنگ شنیدم بعد از دو فقره شلیک همراهان
خود را بیدار نموده بآنها این طور حالی کردم که این صدای تفنگ از طرف رفقای شما میباشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
