Machine transcription
فصل دویم
۴۹
پیغام فرستاده آنها را بطرف خود دعوت نمودم که بیایند با من ملحق شوند جواب دادند
تا آنها کتابچه یی نویسم بقول فرستاده من مطمئن نیستند وقتی آنها را مطمئن نمودم
که من کیستم با من ملحق شدند معلوم شد (غلام احمد خان هم شبانه از اینها دور افتاده
تنها مانده بوده است بهر حال همه ما فوراً بطرف رو د جیحون روانه شدیم سواران
اوزبکیه حاضر شدند با ما بیایند من بآنها گفتم لازم نیست بیائید بر گردید اصراری نمودند
که ما حاضریم با شما خدمت نمائیم من گفتم محتاج بکمک شما نیستم وجداً از آنها خواهش نمودم
مراجعت نمایند چون خوب میدانستم که اوزبکها از افغانها متنفر هستند و همیشه
حاضراند بآنها صدمه برسانند سوارهای مذکور بالاخره راضی شدند مراجعت نمودند
و ما عازم گردیده از یمجه بسر بیج گذشتیم که بعد آن هیچ قلعه و آبادی تا کناره جیحون نیست
و تماماً بیابان چول است در اینجا غالیزی دیدم بهمرهان خود گفتم هر یک از آنها دو خربوز
یا دو هندوانه بخورجین خود بردارند مبادا در راه چول آب پیدا نکنیم چون نیمه را
بطرف جیحون طی شد تقریباً نصف از سوارهای من پائین آمدند که خربوزه های خود را بخورند من
سعی کردم آنها را از این کار وا دارم بآنها گفتم این محل خطرناکی است بهتر است خربوزه
خود را بر سواری بخورید ولی نایب غلام احمد خان) گفت شما بروید ما گرمی روز را در اینجا بسر برده
عقب سر شما خواهیم آمد بعد از این گفتگو قالیچه های خود را زیر درختهای جنگلی پهن نموده
مشغول راحت شدند من با سی نفر سوار و تمام پول نقدیکه داشتم با خود برداشتم مدتی
که دیدم دو غلام احمد قبل ) را با دویست و چهل سوار که سر کرده های آنها اشخاص ذیل
بودند عقب گذاشتم (ناظر حیدر) (عبدالرحیم) (کرنیل سهراب) (کرنیل نظیر)
(کمدان اسکندر چرخی کامدان )
(اسکندر چرخی) با چهل نفر کابینها در ساله دارنا در این موقع بیان مینمایم که بهر حال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
