Machine transcription
فصل اوّل
صرف طبابت مینموده و بقدری کم حال بوده است که از تهدیدات یک نفر از
میرهای بدخشان ترسیده دزدی را که حقا محبوس بوده رها کرده بوده است در این
بدخشان هم که اسمش میرشاه نام و این حرکت خلاف را کرده بود فوت شده بود و پسرش
میرجهان دارشاه بجای او نشسته و برادر میرشاه یعنی میر یوسف علی را هم برادر زاده اش
میر سید شاه نام یکسال قبل از آمدن من بقتل رسانیده بود و پسر میر یوسف علی با اینکه
دیوانه وضع و تریاکی و دایم الخمر بود بجای پدرش مقرر شده بود میربابا بیک حاکم
قشم که پدرش قبل از دو برادر فوت شده بود برزن همین میر شاه که خواهر میر یوسف علی بود
عاشق شده بود همینکه این فقره فاش شده است میرجهان دارشاه از این وقایع
متغیر شده بتقوم حمله نمودند میربابا بیک هم اسیر و حبس مادر اندر خودش را تزویج کرده باین
عمل شنیع خود افتخار داشت بعد از چندی میربابا بیک از محبس فرار نموده قبل
از ورود بخان آباد دیدم مواجب لشکر هشت ماه از سال گذشته و چهار ماه از همین سال
نرسیده است نخستین کار من این بود که مالیات و باقیات مبالغی که حکام جزو بده
کار بودند وصول نموده حقوق پس افتادهٔ لشکر را رسانم اتفاقاً دو فوج سرباز و چها
صد سوار لشکر مامور زمانيخان هم با صاحب منصب های خودشان در این موقع در خان
آباد بودند و از شدت کم حالی سردار عبدالغیاث خان مبالغی از مالیات ولایتی را وصول
نموده بمصرف خود رسانید بودند و رود من که اسباب جلوگیری حرکات خلاف آنها
گردیده باعث کینه آنها شده اوّل کاری که بجهت تلافی کردند این بود که عموم عساکر را
محرک شده شورش نموده بکابل فرار نمایند پسر عبدالغیاث خان موسوم محمد عزیز
هم که در خان آباد بود فقط اسماً سر کرده لشکر پدرش گفته میشد یازده سال عمر داشت
کاملاً در تحت نفوذ معلمین و پرستاران خودش که با صاحب منصبهای افواج مذکور همدس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
