Machine transcription
فصل اول
بملاقات و دست بوسی پدر و مادرم نائل شده ایشان بواسطه خشنودی که از ملاقات
من بجهت آنها حاصل شده بود صدقه زیاد بفقرا بذل نمودند اقوام من هم هر کس بقدر
قوه خودشان همین رفتار را نمودند روز بعد قورخانه جات و مخزنها را ملاحظه نمودم همه اینها را
منتظم یافته مواجب رؤسای آنها را زیاد کردم اشخاصی را که حسن خدمت بجا آورده بود
مخلع نمودم چادرها و دیگر لواز ماتی که بجهت عساکر مقسیم (تقه غن) لازم بود حکم دادم
در کارخانجات تهیه نمایند در ظرف کمتر از یک ماه تمام این لوازمات تهیه شده
(بتقه غن) فرستاده شد
تا مدت یکسال در تخته پل بکارسای لشکری مصروف بودم در بهار عازم (تقه غن)شدم
در بین راه واقعه غریبی بجهت من رخ داد انچنین بود که در یکی از منازل موسوم
بغرونیاز) در کوهسای اطراف آن جائیکه شترهای تبنه میچرندید بجهت گردش رفتم اتفاقاً
همراهان من از من دور افتادند در این حین یکی از شترها نگه وحشی شده بود بمن حمله نمود من بشم
از خنجر کوچکی دیگر حربه با خود نداشتم ابتداء بد و سنگ بزرگی بنای دویدن را گذاشتم
شتر دیوانه چند مرتبه دور سنگ از من تعاقب نمود تا اینکه من بکلی خسته شدم چون دیدم
همراهان من احدی پیدا نشد مجبوراً بجهت حفاظت خود ایستاده باشتر روبرو شدم و
یک قطعه سنگ بزرگیرا برداشته بقوت تمام به بناگوش شتر زدم از ضربت سنگ
شتر بزانو در آمد فوراً بدون اینکه فرصت بدهم دوباره شتر حرکت کند خنجر را کشیده شتر را
بریدم سر و صورتم از خونش آلوده شد از شدت خستگی و دیدن اینکه شتر چگونه جان میدهد
من ضعف کرده افتادم بقد ریک ساعت بیهوش بودم وقتی بهوش آمدم دیدم شتر مرده
خیلی شعوف شدم چون نوکرهای من اینقدر مدت از من بیخبر بودند حکم نمودم هرکدام را سی
شلاق زدند تا متنبّه شوند شراه دادم که بعد از این هر وقت کار شخصی داشته بام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
