Machine transcription
فصل پنجم ۱۴۶
حاکم میخواهد از شما ملاقات نماید با یکدیگر بکالسکه نشسته رفتم مثل همیشه از من پذیرائی کرمی نمود
مرا پهلوی خود نشانیده حالات سفر را از من استفسار کرد جواب دادم نمیدانم بچه
قسم سفر کرده ام مشارالیه بخندید گفت اهل سمرقند میگویند شما مشغول بمفسده کردن هستید
گفتم دولت شما مرا باینکار وا داشته است از شنیدن این جواب کاغذی بیرون آورده
گفت این چه چیز است گرفتم دیدم همان کاغذ یست که (سرورخان) (بشیرعلیخان قندهای)
فرستاده بود جواب دادم اگر چه کاغذ را خود ننوشته ام ولی مهر کرده ام پرسید چرا
چنین کردید گفتم هر گاه در کاغذ مذکور خلاف دولت شما چیزی هست مسئول هستم والا
چه جهت دارد ارسال و مرسول شخصی بامردم نداشته باشم مشارالیه متقاعد گردید ولی گفت
باید قبل از نوشتن کاغذ اجازه میخواستید گفتم شما خیلی دور بودید و قبل از اینکه بتوانم از شما اجرا
تحصیل نمایم فرستاده های افغانستان بلخ مراجعت میکردند این حرف را گفته کاغذ را
پاره نمودم حاکم بطرف من نگاهی کرد گفت بسمرقند مراجعت نمائید چرا که عیال شما پریشان است
گفتم چون در سمرقند مرا محبوس نمودند مفتضح شده ام بهیچوجه آنجا مراجعت نخواهم کرد
ولی اگر شما در اینجا منزلی بدهید در تاشکند سکونت اختیار خواهم نمود فرماندی جواب داد هر
منزلی را پسند داشته باشید انتخاب نمائید مقصودم از خواهش این فقره این بود که بجهت
رفتن بافغانستان در نقطه مساعدی حاضر باشم که هر وقت موقع برسد بآنطرف روانه شوم
منزلی را منتخب نمود و پس از یکشب توقف بسمرقند مراجعت کرده عیالهای خود را بتاشکند
آورده در آنجا سکونت اختیار نمودم بجهت سفر افغانستان خیلی مشغول تهیه بودم بعد از گفتگو
زیاد با (جنرال کافمان) از دولت روس اجازه تحصیل نمودم که عازم ولایت خود شوم
روزی بنقشه ناپدید شده بمنزل تجاری رفتم وعده داده بودند بمن پول بدهند و نیز این مقصود
را هم داشتم که ببینم ایا جاسوسهای روس عقب مرا دارند یا خیر از تجار مذکور دو ہنرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
