Machine transcription
فصل پنجم
اشرفی قرضیه گرفته مراجعت نمودم و خوشنود شدم از اینکه کسی پاپی من نبود وقتی بمنزل
خود رسیدم دیدم تمام نوکرهایم مأیوسانه از من تجسس مینمایند (سردار عبدالله خان) دم در
منزل ایستاده خیلی ملول بود همینکه او را فریاد کردم مشارالیه بمن سلام نموده از مراجعت من
اظهار شعف نمود پولها را باو سپرده داخل خانه شدم مشارالیه عقب سر من آمده پرسید
این اشرفیها را از کجا تحصیل نموده اید گفتم قرض کرده ام ولی او را متنبه ساختم بکسی اظهار نکند
مبادا دوچار اشکالات شویم صبح روز بعد کالسکه کرایه نموده بسوق الدواب رفتم مردم
بمن سلام نموده همینکه اسب فروشها دانستند اسب لازم دارم نزد من آمدند یکصد رأس
اسب خوب از آنها ابتیاع نمودم و (عبدالله خان) را فرستادم زین و یراق و لوازم
دیگر بجهت سفر و نوکرها و همرآهان تهیه نماید باین قسم در ظرف سه روز تهیه سفر را دیده
روز چهارم که روز جمعه بود بعد از نماز ظهر با تمام رفقا و آشنایان خود وداع نموده عازم
شده آن شب را کنار رودخانه چکمک فرود آمدیم صبح که روانه شدیم براه شهر تازه رو
میرفتیم آثار غریبی از طرف خداوندی مشاهده نمودم و شنیدم صدائی بگوشم میرسد اسبها
زیادی که تقریباً بیست هزار اسب محسوس میشد بطور رزمی عقب سرم میآیند چون دیگر
آمدند صدا بلند تر گردید تا اینکه بمن چنین معلوم شد که آنها همرآهان من ملحق شدند و تا
پانصد ذرع با آنها بوده جلو رفتند از این فقره چنین تفأل کردم که خداوند راه را بجهت
من صاف نموده است و آخر کامیاب خواهم شد وقتی بمحلی که نزدیک رودخانه بود رسیدیم حاکم
مرا بشام دعوت نمود اوّل عذر آوردم چون اصرار کرد دعوت او را پذیرفته رفتم پس بشام
خوردن از من پرسید دولت روس بجهة مخارج شما چه قدر پول داده است جواب دادم
نهایت مهربانی را بمن کرده اند که مرا اجازه داده اند بولایت خود بروم بیشتر از این چیزی از
دولت نمیخواستم خداوند مهربان است و رفع احتیاج مرا خواهد نمود چون این حرف را گفتم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
