Machine transcription
فصل چهارم
(١٢٣)
اسباب تو باین (شاه ایران) خواهد بود فرستادند که دو روز مهلت خواست
که در باب اراده من خیال نماید بعد از دو روز خبر آوردند که اگر چه شاه مایل با
بتهران بروید ولی اگر مصمم شده اید بطهران نروید هر وقت خواستید میتوانید روانه
ترکستان شوید و شاه شما را همیشه مثل فرزند خود خواهند دانست شما هم ایران را مثل خانه خود
بدانید بجهت این اظهارات محبت آمیز یکه نسبت بمن کردند از فرستاده شاهزاده
خیلی اظهار امتنان نمودم و خواهش کردم از شاه استدعا نمایند همیشه مرحمت خود را
درباره من مبذول بدارند فرستاده مذکور از طرف شاهزاده یکنفر سرکرده با ده سوار
و مراسله هم به (الله یارخان) یمین سپر دلند از مشهد) حرکت نموده بعد از مسافت
شش روز (الله یارخان) با یکهزار سوار باستقبال من آمد و باغی را که خارج دره گز و
خوش آب و هوا و محل راحت بود بجهت اقامت من معین نموده این شخص پذیرائی
گرمی از من نمود که گمان میرفت چندین سال است با من آشنائی دارد یکماه مرا نزد
خود نگاه داشت در ظرف این مدت بجهت سلامت رسیدن من از اهالی (زنگانیه تمنا
میخواست و بسن میگفت اینها قطاع الطریق هستند در این وقت بعضی از تجار را که بمهرام
بارشتر مال التجاره بجهت تجارت بدرگز وارد شدند این اشخاص را (الله یارخان)
بطور گرو نگاه داشت و سه نفر از سردارهای طرثن را که اسم یکی (اوزبک سردار) و
اسم دیگری (عزیز سردار) و اسم سومی (ارتق سردار) بود بجهت راه بلدی تا اورگنج
با من همراه نمود از (درگز) روانه شده خود (الله یارخان) با یکهزار و پانصد سوار از راه لطف
آباد و قلعه خسرو تا ابیورد از من مشایعت نمود درین راه در زراعت های شالی شکار زیاد
بود چون تفنگ و اسبهای خوب داشتیم روزی دو سه ساعت مشغول شکار بودیم بعد
از گذشتن از ابیورد با (الله یارخان) خداحافظی نموده روانه شدیم خان مذبور چند سوار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
