Machine transcription
فصل چهارم
(۱۲۲)
بودیم عموی شاه چون بمدافعه ترکمانها رفته بود حاضر نبود ولی بعد از ده روز مراجعت نمود
عمویم و پسرش (سرور خان) و چند نفر از همراهان ما را بشام دعوت نموده نسبت بما
خیلی اظهار محبت نمود روز بعد هم خود (شاهزاده حمزه میرزا) بدیدن ما آمدند من بزیارت
قبر (امام ثامن علیه السلام) مشرف شده جبهه باستانه مبارکش سایده از غبار مرقدش
دیده را روشن کرده و قلبم را تسکین دادم یکی از وزرای شاه (دبیر الملک) که متولی
باشی استانه مقدسه بود مرا بمنزل خود دعوت نموده دعوت اورا با کمال شعف پذیرفتم
در ایام توقف مشهد مدت پانزده روز تبی بمن عارض شد ولی خداوند شفا کرامت
فرمود دفعه ثانی که با عموی شاه ملاقات حاصل شد سؤال کردم ایا لطف فرموده بمن اجازه
خواهند داد از راه در کز رو طرن دارد گنج بترکستان بروم یا خیر و نیز خواهش کردم
راه بلدی تا در گز که سرحد (ایران) است و الله (یارخان) حاکم آنجا میباشد بمن بدهید
گفتند قبل از اینکه بشما جواب داده شود باید خواهش شما را بخدمت شاه عرض نمایم
و فوراً عرض خواهیم کرد بعد از چند روز یکنفر از جانب شاهزاده والی نزد من آمده
بعد از صرف چای و قلیان اظهار داشت که خواهش شما را بتوسط (دبیر الملک) بشاه
عرض کرده ایم و (دبیر الملک) بجهت شما از شاه اجازه خواسته است ولی قبل از اینکه
شاه خواهش شما را بپذیرد فرموده اند (بطهران) رفته خدمت شاه برسید بعد اگر
میل داشته باشید بترکستان بروید بشما اجازه خواهند داد من گفتم عجالتاً خیال ندارم
خدمت شاه بروم ولی اگر جای دیگر بمقصود خود نایل نشدم (یعنی استخلاص افغانستان)
آنوقت مراجعت نموده خدمت شاه خواهم رسید و بخیال من صحیح نیست که بعداً
ملاقات همچو پادشاه بزرگی مثل (شاه ایران) از نزد او رفته بجهت امداد بدولت دیگری
ملتجی شوم آنوقت دیگران خیال خواهند نمود که شاه از دادن کمک انکار کرده است در این
الامیر در؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
