Machine transcription
فصل چهارم
۱۱۰
مرد معقولی میباشد پرسیدم چرا بهانه گوسفند میخواستی نزاع نمائی جواب داد ( محمد سرور
خان ) در قندهار با من بد سلوکی کرده بود حالا میخواستم در عوض از شما تلافی نمایم گفتم محمد
سرور خان ) همین جا حاضر است چرا بعوض او با من جنگ کردی جواب داد چون شما (محمد سرور
خان ) را بحکومت قندهار مقرر داشته بودید من شما را مسئول میدانستم چند ساعتی با نمد
صحبت نموده شخص مذکور بمنزل خود مراجعت کرد من هم استراحت نمودم روز بعد مجدداً
عازم راه گردیدیم در حالتیکه با د شدیدی با گرد و غبار میآمد وقتی نزدیک منزلگاه رسیدیم
گفتند کرده طایفه انجا با دو سوار باستقبال شما میآید باید پیاده شده با او بغل
کشی نمائید عمویم از من پرسید چه باید کرد گفتم قبل از اینکه مصمم شویم چه باید کرد جلو رفته تحقیق
مینمایم فوراً روانه شده دیدم دو نفر بطرف ما میآیند از یکنفر اینها پرسیدم پادشاه شما
کجاست جواب داد این رفیق من پادشاهست این شخص را که پادشا میگفتند
پیر مردی بود پوستی مندرس در بر داشت که از پارچهای الوان جا با نیگه پوشش سورا
شده بود وصله کرده عمامه چرکی بسرش که از شدت چرک معلوم نمیشد چه پارچه است،
در زیر عمامه کلاه نمدی در ازی بسرش در عوض کفش جوراب پشمی بپایش مادیانی سوا
که از لاغری پوست و استخوانش مانده سگهای کوچک بزالغای مادیان بسته زینی از چوب
خشک به پشت مادیان گذاشته بجام مادیان از ریسمان و زنگها با و آویخته بود من از مشاهده
این هیکل با شان و شوکت تبسم نموده نزدیک او رفتم گفتم حیف است پیاده با امیر ما بغل کشی
نمائید بهتر است سواره از او خوش آمدی بگوئید پادشاه مذکور قبول نموده
با من اسپ تاخته نزد عمویم مراجعت نموده گفتم که شاه جهان پادشاه بدون اینکه
پیاده شوید از شما پذیرائی خواهد نمود وقتی بیکدیگر رسیدند اسپ عمویم از این هیچگل غر
و صدای زنگها رمیده بجای جست و خیز را گذاشت عمویم خیلی ترسید فریاد کرد در این
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
