Machine transcription
۴۵۶
و محمد شاه غازی و وکیل الدوله سردار عام خان رو بر تافته وچون از مدتی
بعنوان (امین قوانین اسلام) شهرت کاملی بهمر سانیده و از متنفذان عصر پنجاب ولا هور
وعلی الخصوص مستشار و مشیر در بار ومختار کار رنجیت سنگ بشمار میرفت ازوی التماس
کرد تا بقشون زیاد و توپخانه برخاسته گجرات را در تصرف آرد. چون فقیر مذکور شخص
اسلام و حائز اخلاق نيك وصاحب جود وحوصله بود در حال محاصرة شهر گجرات بر مردم اسلام
رحم و شفقت کرده ازین لحاظ مردم سکهان که متوجه افعال وحرکات وی بودند ازین حس
رویه به پرده برنجیت سنگ شکایت کردند وخواستند فقیر عزیزالدین امین قوانین اسلام را
بدسیسه طرفداری مسلمانان آنخطه سخت اذیت رسانند. مکرم و فقیر مذ کور که درزمان
سلطنت اعلیحضرت زمانشاه درانی درمیان طبقات اسلام باشندگان آن سرزمین شهرت نيك
ونفوذ خوبی حاصل کرده و مورد اشفاق سلطانی قرار یافته ودرین موا قع مهیا راجه رنجیت
سنگ برای انجام مقاصد خود اورا ناچار ساخته بهرسو اعزام مینمود فقیر مذکور بحالت
صعبی گیرآمده و ظاهراً برای خوشدلی گروه سکهان ببالای مسلمانان ساکنان شهر مبلغ
هنگفتی بنام اعانت حواله کرد و ازینم یمان یکمقدار پول زیاد برای سکهان بدست آورده
بر الطایفه فرستاد و ازین تدبیر فقیر مذکور هم مسلمانان جان بسلامت بردند و هم برای
سکهان که خیال سوءقصد بر مردم اسلام وآن فقیر داشتند باصطلاح خودایشان (بهانه شمشیر
در غلاف کردن) میسر شد. پس از وصول مکتوب مبار کیدی وتصرف مال وخزانه صاحب سنگ
رنجیت سنگ از جلالپور عازم علاقۀ خوشاب شد. فتح خان حاکم قلعۀ کچهی از عزم او بدانصوب
آگاهشده بفکر مقابله ومدافعه بر خاست.
رنجیت سنگ از فرط غضب قلعۀ مذکور را بمحاصره انداخت و ضرب توپهای احمدشاهی
که در دست اقتدار او همدر آن اوقات قراریافته بود قلعۀ فتح خان راتحت آتش گرفت
واورا زودتر راضی به تسلیم نمود.
پس از شرائط تسلیم فتح خان را بآنچه اموالش بدست آمد خودش را بقلعۀ ما نکر حکم
حبس داد . بعد از آنجام کار فتح خان عطرسنگ را با قشون منظم بر سر قلعۀ شاهی
وال خوشاب فرستاد. عطر سنگ دوطرف چنبروز قلعه را فتح کرده و تمام علاق های
متصرفه اوراجزو متصرفات رنجیت سنگ قرار داد.
درینوقت که از پراکندگی اوضاع سلطنتی افغانستان وفتنه وآشوبی که در دارالسلطنۀ
کابل و پشاور وقندهار وهرات برپابود برای رنجیت سنگ موقع تاخت و تاز و حکمرانی
آنقدر دست داد که روز بروز بر جرات و توانائی او می افزود ولی درعین حال پس از فتح قلعۀ
شاهی وال سردارعلم خان وکیل الدوله که از فرط غیرت بحکام درانی و اشخاص مرتجع
در سرزمین پشاورنمی خواست تعلق پذیرد و تا اینوقت از گردش روزگار بازما نشاه د رانی
در راولپندی نزول اجلال داشت بنابرنجیت سنگ نامه فرستاد که اعلیحضرت قبلۀ عالم زمانشاه
بادشاه بیپهر سریر فی الحال از نعمت بینائی محروم وازدست جور اغیار در این گوشه ولایت
مقبوضۀ خویش قرار یافته و چندی باز برای ملاقات منتظر شد از تقالیب دهر و این دنیای کج نهاد
وچنان شد که یکی از چاکران دیرین باوامر اکید به نظر برنخوردنوازین انزوا گرفته یادی نکردند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
