Machine transcription
٤٥٧
و شاید این همان جهانی باشد که چند بار بیکامش ساخت و باز دست قدرت بگردن قبضۀ
شمشیر برادر و یا پسرش توفیق خواهد بخشید و ارسال احمدشاه پادشاه غازی خلقی
بر اورنگ سلطنت خواهد نشست تا این ملك پنجاب را باز لگد کوب امواج سلطان عالم پناه نماید
و چون حضرت شاه عالم پناه از مدتی انتظار ملاقات دارد ولی ندانم چه در پیش است که پیوسته
تغافل در میان می آید . رنجیت سنگه دانست که وصول این نامه نه از قهر است و بلکه فرط اظهار
گله مندی و شکایت که اعلیحضرت زمانشاه از من دارد. مهاراجه بر احوال آقای خود زما نشاه
که به شخصیت او در میان تمام رقبای سکهائش امتیاز جلادت بخشیده بود نهایت اظهار تاسف
وانفعال کرده هنگام گرفتاری رقبای خود را عذر نهاده بعرض رسانید که ما هرگز ولی نعم ومربی
خاص خود را فراموش نمی کنیم و اگر چنین موانعی که آن ذات ستوده صفات می شنوند در میان
نمی بود هیچ تسامح وتغافل بعمل نمی آمد والحال عنقریب در راولپندی می آئیم و بشرف خدمت
وبساط بوسی حضرت شاهنشاهی مشرف میشویم . حین ورود مهاراجه رنجیت سنگه قضیۀ
حسن ابدال در عرض راه اعلیحضرت شاه شجاع الملك با رنجیت سنگه بر خورد و با فرمانفرمای
مخلوع درانی که در این اوقات بپتریت مراجعت و لشکر آرائی بصوب دارالسلطنۀ کابل داشت
شرف اندوز گردید. درین فرصت بقول منشی کنهیالال رنجیت سنگ مال و اسباب پر نقد
فراوان بحضور اعلیحضرت شاه شجاع الملك در پیش گذاشت واعلاحضرت شاه شجاع الملك
درانی بالمقابل نظر به رواج معمول سلاطین که اشخاص را در برابر اهدای تحف بخلعت شاهانه
افتخار می بخشیدند چند دانه از جواهر به رنجیت سنگه بخشید . رنجیت سنگ از لطف شاه نهایت
مفتخر شده و برای اقامت اعلیحضرت شاه شجاع الملك خیلی سنجیده از راه دوستی وفریب که
در حقیقت نمی خواست در راولپندی با اعلیحضرت زمانشاه نابیتا یکجا باشد عرض و التماس کرد
که اگر بر مصلحت ما قبول اجابت فرمایند در موضع تله شرف اقامت جویند نسبت دیگر محال
بهتر خواهد بود و چون این راز رنجیت سنگ که اواز مدتی در مجرا ساختن هر دو شاهنشاه
افغان صرف تدبیر و خدعه بکار می برد و نظریات او قبلا افشا شده بود در گوش اعلیحضرت شاه
شجاع الملك سودمند نرسید و در همین حال که رنجیت سنگه از یکطرف بروحۀ حضور اعلیحضرت
زمانشاه واز دیگر طرف با اعلیحضرت شاه شجاع الملك بند وبست داشت در ضمن قادر بشرف
بحضور شهنشاه معزول اعلیحضرت زمانشاه که هنوز موفق نشده بود فقیر عزیزالدین امین
قوانین اسلام را با فوج پیاده و توپخانه بغرض فتح قصبه (بهمبر) فرستاد . سلطان خان رئیس
بهمبر ناچار اطاعت رنجیت سنگ را بدون مقابله قبولدا و شده شرائط انقیاد پذیرفت .
رنجیت سنگه بوساطت فقیر عزیزالدین که او با سلطان خان قرارداد کرده بود يك اندازه
نذرانه گرفته ملك او را دوباره مسترد نمود و اموال ضبط شدۀ سلطان خان را نیز واپس بخود
او گذاشت بعد از انجام معاهدات با سلطان خان بقلعة گتگ یورش برده آبجا را نیز در حیطۀ
تصرف درآورد وفقیر عزیز الدین را با لشکر به پلول فرستاد. منظورشی اینله با گه سنگ حاکم قلعه را
عزل نماید و قلعۀ پلول را قشلۀ عسکری قرار دهد چنانچه فقیر مذکور قلعۀ پلول را پس از يك
جنگ خفیف بدست آورد و دروزیر آباد ترت ورنۀ جوده سنگ را تحت فشار گرفت و از تان جوده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
