Machine transcription
٢٦٤
«از مدارك وجوه متياقيه مالیات وتکالیف سیورسات شاهنشاهی برسم دستورات»
«عدیده بروفق ارقام قضا نظام واحکام دیوان اعلی سلطنت که امیر اباشند»
«بعوض روپیه بی نقش مسكوك زمانشاهی اخذ نمایند .»
«و می باید حسب المواقع فریب نخورده حسن معامله بجا دارند و بلحا ظیكه»
«دستور العمل ها بدست آویز عمال وضباط بلوكات در هر ولاواجب الرعایت»
«باشد بر اساس شرف انفاذ ارقام مبارك مطاع يک تعداد دراهم پخته فضيه را»
«که خارج دولت درانی بوده و نظر بو فور عواطف خسروانی درانی»
«از برای بهبود حال رعایای خطه مقدسه اسلامیه افغانیه و دولت معظمه درانیه»
«در تمام حصص اقالیم این سرزمین قبول کرده ایم مطابق اوامر اکیده سلطان»
«ذیشان شامل چلند است و اندک بنا بر قدامت وقت و زمان بسیار از حكم چلند»
«با زمانده بناءاً مکرراً واكیداً بجميع رعایای حماهقه وحکام ومستحفظان»
«لایه حکم جهان مطاع را بشدت مطلق بدین نهج شرف انفاذ وار قام میبخشیم»
«که در صورت عدم انقیاد واطاعت و نامرعی داشتن دستور العمل خاصه»
«شریفه مرتکب عمل شنیعه دست بریده و گوش و بینی قطع میگردد و از شخص»
«کاسب و تاجری که چنین قصد و عمل باطل داشته باشد شکم دریده میشود»
«و برعایا حکم اکید می فرمائیم تاوجوه و نقود دراهم فضى هر رقم را که بنام»
«سلاطين مشرق زمین مسکوك بوده واز مدت زیاد برای آرامی وسرگرمی»
«سپاه و قاطبه کافه رعایای شاهنشاهی ما برقرار بوده کما فی السابق»
«مرعی دارند و دربارۀ انتظام بخشی رعایا ی ایلات بعیده و قصبات عدیده»
«که در بلاد و قراء اقصی دارالسلطنه های اقالیم ماسکونت دارند حکام»
«وعمال نيك متوجه و ملتفت باشند تااز بطرف دولت ابد مدت خساراتی»
«بحال ایشان عائد نگردد واحدی راازین درك مزاحم و متعرض نباشند»
«و بر عهده شناسند و اگر از جوانب رعايا در صورت عدم قبول بغی و سرکشی»
«معلوم گردد حكام نيك فرجام دولت مخیراند تا در مقابل تمر دو تخلف»
«آنها برمسكوكات متعبّره دولت گوش و بینی ببرند و مجرم و قلب چلان»
«و صرافان بد اعمال را در اسوان بگردانند و اگر شخصی از بازارگانان دراهم را»
«بقیمت نازل بنام ناچل بخرد و در جای باطل در هم عمل نماید در حال»
«در یافت حقیقت او را دست ببرند تا این امر شنیع بطور قطع از دیار ممالك»
«محروسۀ خاقانیه مرفوع ومنتدع گردد و هم پیش ازینکه اکثر دراهم»
«فضى امراء ممالک ایروانی و ماوراء النهر که قبلا از روی نخوت در قلمروما»
«محض بعوض نقره قبول میشد بعد از ین از بواعث بهبود احوال رعایا»
«بجای يك روپیه قبول فرموده ایم که بستانند و اگر دراهم ایشان بوزن فضه»
«مانند مسكوكات سلطان عالم مطاع درانی سنگینی نداشته و مغشوش باشد»
«آنگاه بوزن نیم نقره و اگر کامل عیار باشد بوزن روپیه دوویا یکنیم سکه»
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
