BrowseDurrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān → page 383

Page 383

Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān · pages 1–700


Page image — the source of record

Scanned page 383 of Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān

Machine transcription

٢٦٢ مکر مت خدیو عادل بر مفارق سعادت مندان مستظل میبود در ضمن انقضای لیالی سعادت متوالی و ایام میامن فرجام در اثر اخلال عوامل و اختلاف طبائع ازدحام بدسرشتان و اجتماع فتنه جویان انام اماکن در حصص اقصای مواطن صورت بلوه در گروه عوام رونما شد در جریان وقوع نامرفوع حوادث اخبار غریبه از هر جانب پدید آمد و در میان عامة الناس دراهم کثیر قضی عاری از اعتبار پنداشته شد و اسباب تنازع و گفتگو در بلاد و قصبات آشکارا گردید و صحائف جلود دفتر خانه های میزان اعتبار صرافان و بازرگانان در اسواق و نواح وفنای بلدات و ایالات بعیده بر هم خورد و بدینموجب در اکثر معاملات داد و ستد اگر احیانا جنسی تبادل نمی شد اهالی سکنه متوطنه نقود قضی سلاطین ماضی را در بدل نقره خالص باسم وزن از همدیگر می ستانیدند و سکه مروج سلطانی نمی شناختند و نیکوسروج نمی شمردند بناء علیهذا کدخدایان نابکار و اربابان ناهنجار و مستاجران ستم شعار از فکر قلب جلائی دست مردم آزاری کوتاه نداشته ازین حالات عجیب وسانحات غریب بسیار اتباع گوشه نشینان قرا ودهات در دام آزار و مصیبت کلانتران خودایشان گرفتار آمده از تنگی معیشت وزیست روزگار آه وناله همی داشتند و مردم ستم پیشه از صعوبات احوال بر اضمحلال طوائف پروا نمی داشتند و از عادات قبیحه خویش بر نگشته بوضع مفسده وعذاب خلائق دست بردار نمی بودند بدین منوال دراهم فضى مروجه را ناچل گویان به بهای قلیل از مساکن بعيده وقصبات عدیده بکم وجه نقد مسكوك سلاطين باشان و تمکین درانیه ستانیده تقلباً معاوضه و مفارقه میداشتند و بنازل قیمت از عامة الناس می ستانیدند و بدینموجب بیع و شر امینمودند و در اخفا در محالات دیگر بفروش میرسانیدند صورت هنگامه از آه تهی دستان در میان خلائق چنان اشتهار گرفت که اگر از دراهم خاقان الخواقین شاهنشاه بافر و شان احمدشاه پادشاه در دران وسلطان السلاطین بندگان ثریا مکان تیمور شاه پادشاه واعظم الاعدلین سلطان باغروشان شاه زمان پادشاه هر که دار د مقبول چند است و شایسته داد وستد است و از دراهم و افرۀ دیگر سلاطین متدمین هندوستان و توران زمین و خراسان زمین هر که در هر کجا دارد ناشایسته و ناچل است و هر چند و از دست هر صاحب چلند بظهور آید حکم سکه مروج ندارد وازین رویه بسیار دراهم مسکو که سلاطین روزگار پیشین که در نوبت دولت چغتائی و صفویه و قرون ماضیه حکم چلند داشته بود و در دست عوام بود در موقع ظهومفسده و ترك حسن معامله از جانب ستم شعاران ایلات از حکم اعتبار ساقط پنداشته شد و عامة الناس بورد گفتار کلانتران وصرافان اسواق رفتار میکردند و کلانتران و صرافان از شامت عمل سود خود میداشتند چون این خبر با خطر پس از مراجعت سفری خطر

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān, page 383. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0964/383 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0964/383
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record