Machine transcription
یکی را تن افتاده در ره گذر
سر دیگری گشته با این سر
یکی را بخاک مذلت سری
شده گرد پایش سر دیگری
کسی را دران دشت کین جان نماند
بغیر از خضر دار بیابان نماند
نمیذاشت در عرصه گاه جدل
کسی ماتم کشتگان جز اجل
و از رساله هژده نهری بدون بیست و پنج نفر که امان یاب شدند باقی همه مقتول و مجروح
افتادند مابقی از بیم جان عنان روی فرار به فرار داده از میان بلا کناری گرفته کام عزیمت
بصوب هزیمت گشادند و درین اثنا که سپاه اعدا رویه هزیمت نهاده از دره باجگاه بیرون
شتافتند و سپاه منصور برخی پی گریختگان رفته و بعضی به جمع کردن غنیمت سرگرم بودند
و شاهزاده بلند اقبال در موقف جنگ با اندک کس توقف داشت سردار محمد افضل خان
خود سوار شده تا دهنه دره آمد و نائب محمد امین خان ولد محمود خان بیات و اشک آغاسی
محمد حسن و غیره سرکردگان را با جمعی کثیر از سواران به كمك سپاه خود فرستاد و بازوی
شجاعت برافراخت بی محابا به جانب شاهزاده تاخت آوردند و آتش مقدسه از سر نو
در اشتغال آمد چون در همه حال ایزد متعال حافظ و نگهبان حضرت ظل الهی و احفاد اوست
سپاه پراکنده در طرفه العین جمع شده .
- بیت -
اگر سیل هامون در آید به کوه
نگردد از ان کوه هیبی شکوه
با وجود این واقعه عظمی از غایت حمیت و نهایت غضبیت خواست تا خود بیکران مردی
بصوب مخالفان جلوه دهد و عنان مردانگی در کف نهند منگر سردار فتح محمد خان بنا به
محبت قرابت بلکه رشته اخوت به عرض رسانید که چون من در عنان رخش سبك سیر ایستاده
باشم از طریقه عقل دور و شمه خرد مهجور مینماید که شاهزاده را گذارم که درین مقام مخوف
به جنگ مبادرت نمایند و بالجمله صورت قتال که در آئینه خیال مرتسم گردانیده اند
محو فرمایند .
تا نخست من جان بر افشانم آن زمان آنجناب میدانند پس رخش ستیز را به دلاوری تیز نموده
با جمعی از دلاوران ناتهور و مبارزان شجاع و بهادر به یکبار به جانب اعدا توجه فرمود و قتال
صعب و جدال شدید روآورد و محمد اعظم خان پسر محمود خان از ضرب شمشیر آن دلاور
دوران به قتل رسید و نائب محمد امین خان را نیز به ضرب گلوله تفنگ مجروح ساخت این
گروه عداوت پیشه نیز وادی گریز پیش گرفت و روی از معرکه برتافته طریق هزیمت پذیرفتند
و اشك آقاسی محمد حسن خان با چند نفر دستگیر گردید مابقی از دره بیرون رفتند و قریب
هشت صد نفر درین دو جنگ از طرف خصم کشته و یکنیم هزار کس اسیر شدند و غنائم موفور
و اموال نامحصور بدست سپاه منصور آمده بی احتیاج گردیدند و از طرف عساکر منصور
از نامداران محمد عظیم خان و احمد علیخان برادر صفدر علیخان وملک محمد خان پسر
شاهمرد خان غرزائی و ولی محمد خان پسر نور محمد خان بریكاه و میرزا عطامحمد خان
و چند نفر دیگر از خوانین سوار و افسران پلتن کشته شدند و قریب پنچصد نفر از سائر سپاه
سوار و پیاده بقتل رسیدند. شاهزاده دریادل اساری را همه آزاد فرموده جان بخشی را ضمیمه
(٦٨)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
